سربی که مینشیند بر سینه من و تو حکم گلوله دارد برجان من، تن تو

سربی که مینشیند بر سینه من و تو165462_615
حکم گلوله دارد برجان من، تن تو
دهقان سالخورده دل بر زمین سپرده
از آفت همین سرب خالیست خرمن تو
ای شهر آفتابی، ای آسمان آبی
آشفته کرده ما را اینگونه دیدن تو
هرگز نمی شود پاک آلودگی این خاک
با بی خیالی من با چشم بستن تو
شهر عزیز زنجان ای مهد علم و ایمان
باید که باز گردد شبهای روشن تو
غمگین نباش شهرم از دست سرب سنگین
ما پاک می کنیم اش از روی دامن تو

شعر از شاعر زنجانی سیاوش سلیمی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: