426 هزار تومان حداقل هزینه ماهانه یک خانوار کارگری

خبرگزاری مهر: رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور گفت: براساس بررسیهای صورت گرفته، حداقل هزینه ماهانه یک خانوار کارگری 426 هزار تومان برآورد شده است.
محمد پارسا در گفتگو با مهر در پاسخ به این سئوال که حداقل دستمزد کارگران چند درصد از هزینه ها و نیازهای کارگران را تامین می کند؟ گفت: در این مورد باید گفت یک بخشی کارگران از حداقل 263 هزار تومان حقوق پایه بیشتر دریافت می کنند و به عبارتی دیگر، دریافتیهای آنان علاوه بر حداقل دستمزد مشمول اضافه کار و موارد دیگر نیز می شود ولی با این حال مقایسه بین درآمد و هزینه ها درصد مناسب و قابل قبولی را نشان نمی دهد.

426 هزار تومان حداقل نیاز
رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور اظهار داشت: برآوردی صورت گرفته مبنی بر اینکه اگر خانواده کارگری در ماه تفریح نکند، زیارت نرود، روزنامه نخواند و اگر مریض شد به پزشک متخصص مراجعه نکند و فقط از پزشک عمومی استفاده نماید، حداقل 426 هزار تومان در ماه هزینه خواهد داشت.
پارسا در ادامه تاکید کرد که رقم 426 هزار تومانی بر اساس هزینه ها و نیازهای روز خانوار کارگری تنظیم شده است.
وی با بیان اینکه این رقم حداقل نیاز کارگران پایتخت نشین است، افزود: رقم شهرستانها و استانهای دیگر نیز شاید با اندک تفاوتی به همین صورت باشد.

اولین نشست کارگران با وزیر کار جدید
این مقام مسئول کارگری تصریح کرد: برنامه ریزی شده است تا اولین نشست رسمی نمایندگان کارگری و عبدالرضا شیخ الاسلامی وزیر جدید کار و امور اجتماعی در اولین فرصت برگزار شود.
رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور اظهار داشت: از وزیر جدید کار و امور اجتماعی خواستیم صورتجلسه و نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی را بررسی کند. اگر دوباره استعلام صورت بگیرد و بانک مرکزی رقم نرخ تورم واقعی را بدون نقطه به نقطه اعلام کند، دستمزدها قابل تغییر است.
پارسا با تاکید براینکه سبد هزینه های خانوار افزایش یافته است، بیان داشت: در نشست مشترک با شیخ الاسلامی وزیر کار، ضمن بیان خواسته ها ایده های وی را نیز خواهیم گرفت.

اصلاح روش اعلام نرخ تورم
پارسا گفت: نرخ تورمی که توسط بانک مرکزی اعلام می شود علاوه بر اینکه خیلی با واقعیتها منطبق نیست بلکه خلاء نیز دارد به نحوی که نرخ تورم پایان هر سال را برای سال بعد در نظر می گیرند و بر اساس آن افزایش قیمتهای سال جدید در تعیین دستمزدها لحاظ نمی شود.
به گفته وی اعلام شاخص قیمتها برای حل مشکلات معیشتی کارگران کارایی ندارد. متاسفانه نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی مبنای تعیین حداقلها برای معیشت خانوار کارگری در نظر گرفته می شود.
بانک مرکزی می گوید نرخ تورم در حال کاهش است
رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور بیان داشت: متاسفانه بانک مرکزی اعلام می کند که نرخ تورم در حال کاهش یافتن است که در این مورد این شبهه پیش می آید که شاید بانک مرکزی در تعیین قیمتهای سبد خانوار موارد دیگری را محاسبه می کند.
پارسا دلیل این مطلب را مغایرت قیمتهای بانک مرکزی و واقعیتها دانست و افزود: برای تعیین دوباره دستمزد از سوی وزیر جدید کار، نرخ تورم را دوباره خواهیم گرفت و اگر افزایش یافته باشد حتما دستمزدها را بالا خواهیم برد.

وزیر بازرگانی 32 كارخانه قند ايران را تعطيل كرد

خبرگزاری هرانا

اين آقازاده‌ها شكر واردات مي‌كنند، مردم بيچاره مي‌شوند نماينده اروميه با طرح اين پرسش كه در اين مملكت چه كسي بايد به داد كارخانه‌داران قند و شكر و كشاورزان برسد، گفت: واردات شكر دست كيست كه مملكت را به اين روز درآورده است. نادر قاضي‌پور نماينده اروميه در مجلس در تذكري آئين نامه‌اي با استناد به اصل قانون اساسي و بند 11 ماده 23 آيين‌نامه در تذكر خود گفت: آقاي ميركاظمي در دو سال گذشته 32 كارخانه قند ايران را با واردات شكر تعطيل كرد، اين وزير مي‌خواهد دوباره شكر وارد كند اين در حالي است كه امسال 4 كارخانه قند در كل كشور تعطيل شده و 28 كارخانه قند با 30 درصد ظرفيت كار مي‌كند. به گفته وي در استان آذربايجان غربي 5 كارخانه و در استان خراسان 8 كارخانه وجود دارد و هر كارخانه بين 400 تا 1000 نفر كارگر دارند. وي با طرح اين پرسش كه اين كارگران از كجا خانواده خود را تامين كنند، پرسيد واردات شكر دست كيست كه مملكت را به اين روز درآورده است؟ نماينده اروميه يادآور شد: اگر كارخانه سه سال كار نكند تبديل به اوراقي مي‌شود. قاضي‌پور با بيان اينكه وزراي صنايع، جهاد و بازرگاني تعهد داده‌اند كه اين مشكلات را حل كنند، گفت: استان آذربايجان غربي با مشكلات زيادي مواجه است، درآمدش از چغندر بوده و امسال كه بيشترين كاشت چغندر در اين استان را داشته‌ايم ظرفيت كارخانه‌ها،‌34 درصد بوده است. قاضي‌پور تاكيد كرد: به دولت و وزير بازرگاني تذكر دهيد كه واردات شكر را كم كنند، اين آقازاده‌ها شكر واردات مي‌كنند مردم بيچاره مي‌شوند.

كارگران شركت پونل پاكدشت زير فشار طاقت فرساي معيشتي

قاصدان آزادی : يكي از كارگران شركت پونل در پاكدشت  می گوید : ”حقوق و مزاياي سه ماه تير و مرداد و شهريور را تاكنون به ما نداده اند و كسي هم پاسخگو ي ما نيست و به لحاظ معيشتي تحت فشار هستيم . الان كاري هم نداريم و كارفرما ميخواهدشركت را تعطيل كند و پيشاپيش به كارگران فشارمي آورد كه خودشان بروند. از 171كارگر فقط 81 نفر مانده اند كه از اين تعداد 38 نفر استخدامي هستند و 8 نفر هم بازنشسته شده اند ولي مزاياي آنها را نيز نمي دهند.دولت قراربود نفري 10هزار تومان بدهد ولي تاكنون درمراجعات گفته شده است كه واريز نشده است و همه دست خالي برمي گردند. جديداقانوني گذاشته شده است كه نمايندگان كارگران حق راي ندارند لذا تمام تصميمات توسط كارفرما ودولت گرفته ميشود , يعني هرتصميمي هم كه به ضرر كارگر بگيرند ,كارگر بايد آن را اجراكند. مثل دوران برده داري شده است و كارگر حق هيچ گونه اظهار نظري را ندارد.”

مصاحبه با یکی از کارگران پروژه‌ی بازسازی هتل آزادی تهران

حدود 4 سال  است که هتل آزادی تهران به دلیل بازسازی تعطیل است.

 مصاحبه‌ی زیر که  با یکی از کارگران پروژه ی بازسازی هتل آزادی تهران است نشان می دهد که این کار چگونه انجام می شود. 

            در مورد پروژه ای که در آن مشغول به کار هستید کمی برایمان بگویید.- 

           من در پروژه بازسازی هتل آزادی تهران مشغول به کار هستم. شرکتی که کار را انجام می‌دهد یک شرکت چینی است به نام کاتیک شانگهای چینی که در تاریخ 22 مرداد 85 تحت شماره ثبت 2675 به ثبت رسیده است. البته برای بازسازی هتل قراردادی میان بنیاد مستضعفان و یک شرکت ایتالیایی بسته شده که شرکت ایتالیایی کار را به این شرکت واگذار کرده و خود تنها ناظر است. پروژه‌ی تغییر سیستم‌های تاسیساتی از همان تاریخ ثبت شروع شده و هنوز هم به اتمام نرسیده است. می‌گویند خود هتل آزادی در ظرف مدت 2 سال ساخته شد، حالا معلوم نیست چرابازسازی آن باید این همه طول بکشد آنهم تنهابازسازی و تغییر در سیستم تاسیسات آن. 

               آیا بازسازی هتل از عهده‌ی شرکت‌ها و مهندسین ایرانی برنمی‌آید که آن را به یک شرکت خارجی واگذار کرده اند؟

             چرا که برنیاید. هتل اوین را پیمان کاران ایرانی بازسازی کرده‌اند و اکنون در حال کار است. کار بازسازی آن دوساله تمام شد. اصلا معلوم نیست چه ضرورتی داشته که به یک شرکت ایتالیایی کار داده شود تا او هم کار را به این شرکت چینی واگذار کند. تازه شرکت چینی هم بسیاری کارهای بازسازی را به شرکت‌های ایرانی واگذار کرده است. مثل کاشی کاری، مقاوم سازی، نماسازی  و … البته . این طوری با دست به دست شدن کار حساب کنید که چه هزینه ای هدر می‌رود.-         

             شاید مساله کیفیت کار است؟-        

            کیفیت کار خیلی پایین است. ما که از نزدیک شاهدیم می‌بینیم که از اجناس بسیار نامرغوب استفاده می‌کنند. فقط به دنبال ارزان بودن هستند. مواد اولیه از پایین ترین کیفیت برخوردار است. بلافاصله پس از اتمام یک قسمت کوچک روی آن را می‌پوشانند و ظاهرش را درست می‌کنند که دیده نشود. مثلا کارگران جوش کار می‌گویند کیفیت نبشی‌هایی که استفاده می‌شود آن قدر پایین است که هنگام جوش دادن تکه‌ای از آنها کنده شده و ذوب می‌شود و دست وبال کارگران را می‌سوزاند.  –  

        آیا همه ی کارگرانی که در این پروژه مشغول به کارند ایرانی هستند؟- 

        خیر. هم کارگر ایرانی داریم و هم افغانی، تعدادی کارگر ترکمن که روزمزد هستند و چند برابر اینها هم کارگران چینی. البته می‌دانید که طبق قانون استخدام نیروهای خارجی هر کارگاه موظف است در برابر یک کارگر یا نیروی خارجی سه نفر ایرانی رااستخدام کند. اما این قانون در اینجا رعایت نمی شود. لابد بیناد مستضعفان خود را موظف می‌داند مساله بیکاری در چین را حل کند. جدیدا نیز اسامی کارگران هتل اوین را وارد لیست خود کرده اند تا مشکلی از این نظر برایشان پیش نیایید. یعنی به شکل صوری تعداد کارگران ایرانی خود را لیست‌ها زیاد کرده‌اند.-  

        مگر بازرس از وزارت کار و بیمه و … برای سرکشی نمی آید؟- 

        از موقعی که پروژه شروع شده تنها چند باری بازرس آمده اما از اتاق سرپرست این طرف تر را ندیده است. همانجا از آنها پذیرایی می‌کنند و بعد مدتی هم می‌روند. اصلا داخل کارگاهها را ندیده‌اند. درحالی که برای یک مغازه ی ساده مرتب نمایندگان وزرات کار و بیمه برای بازرسی می‌روند. خلاصه انگار خاطر چینی‌ها خیلی عزیز است و بازرسان می‌ترسند تَرَک بردارند و بشکنند. –  

        یعنی تعداد کارگران خارجی مشغول به کار در این پروژه بیشتر از کارگران ایرانی است؟-  

       بله . حدود 15 نفر از کادر اداری چینی هستند و 200 کارگر چینی هم هستند. ایرانی‌هایی که در این پروژه مشغول به کارند را میتوانیم به چند دسته تقسیم کنیم. کادر اداری که حدود 15 نفرند. 12 نفر نگهبان که 24 ساعت کار می‌کنند و 48 ساعت استراحت دارند. دسته بعدی کانال سازان، برشکاران(سه نفر) و دریل کاران (2  نفر) و جوشکاران(2 نفر) هستند. دسته‌ی سوم نیز کارگران روزمزد هستد که بیشتر ترکمن هستند . تنها برای روزهایی مزد دریافت می‌کنند که کار می‌کنند. روی هم رفته80  کارگر ایرانی وترکمن مشغول به کارند. بیشتر کارگران ترکمن که خیلی از آنها کار می‌کشند، بچه سال هستند. یعنی سربازی نرفته‌اند. باید زیر 18 سال سن داشته باشند. ده الی 15 نفرشان سن شان بیشتر است. معمولا اینها فصل پاییز به شهرهایشان برمی‌گردند.- 

         حقوق دریافتی اینان چه اندازه است؟-

         حقوق کادر اداری از 400 هزار تومان شروع می‌شود تا یک میلیون دویست هزار تومان هم دریافتی دارند. اما کارگران حداقل حقوق یعنی 285 هزار تومان را دریافت می‌کنند. کارگران روزمزد هم روزی حداقل حقوق مصوب. هر روز هم که کار نکنند حقوقی دریافت نمی‌کنند. یعنی اگر 30 روز را کار کنند همان 285 تا 300 هزار تومان را میگرند.- 

         حقوق کارگران چینی چقدر است؟ –  

       از نظر حقوق کارگران خارجی 3 تا 4 برای ایرانی‌ها حقوق دریافت می‌کنند، طبق لیست‌های حقوق. البته هیچ کدام از این لیست واقعی نیستند. به خاطر فرار از مالیات و …. از نظر امکانات نیز وضع آنها خیلی بهتر از کارگران ایرانی است. – 

         نحوه ی برخورد و رفتار چینی‌ها با کارگران ایرانی چگونه است؟-  

       سرپرست‌های قسمت‌ها برخورد بدی با کارگران ایرانی ندارند فقط زیر فشار بالایی‌ها که قرار می‌گیرند خیلی سخت برخورد می‌کنند. هر مساله ای را که با آنها در میان بگذارند با داد زدن جواب می‌دهند. و یا طرف را تهدید به اخراج می‌کنند. انگار آنها خوب فهمیده اند که بیکاری در ایران بیداد می‌کند و کارگر مجبور است با هر شرایطی کار کند. از این مساله حداکثر استفاده را می‌کنند. چندی پیش کارگران قسمت جوشکاری برای درخواست هواکش برای کارگاه پیش سرپرست رفته بودند. سرپرست آنها را پیش یکی از مسوولان بالا فرستاد. اما او این پاسخ را داد:» هر کس اینطوری نمی‌تواند کار کند بیاید تسویه حساب کند. ما هواکش نمی‌گذاریم. در حالی که در قسمت جوشکاری اساس به خاطر گالوانیزه بودن ورق‌ها، گازهای سمی فراوانی وجود دارد که بسیار خطرناکند.- 

         از شرایط کار و مشکلات موجود در کارگاه‌ها برایمان بگویید.-

         مشکلات که زیاد است. یکی یکی بعضی از آنها را می‌گویم: 1-     سرویس نداریم. نهار نداریم. در حالی که کارگران چینی هم سرویس دارند و هم نهار. آنها روزهای تعطیل با سرویس کارگاه با خرج شرکت برای گردش به نقاط مختلف می‌روند. آن وقت کارگران ما از دورترین نقاط اطراف تهران با خرج خودشان باید به هتل بیایند. از کرج، رباط کریم،…. صبح معمولا 5 صبح باید راه بیافتند تا ساعت 8 سر کار باشند. 2-     یکی از کارگاه‌ها در پارکینگ طبقه دوم زیرزمین قرار دارد.  خود پارکینک چهار طبقه  در زیر زمین است. پنج گروه در انجا مشغول به کارند. کارگاه فاقد هواکش است. در تابستان کولر ندارد و در زمستان هم فاقد وسایل گرم کنندهاست. درتابستان کارگران گرما زده می‌شوند و در زمستان همیشه سرماخورده اند. چند بار در زمستان برای گرم شدن، آتش روشن کردند که با برخورد بد سرپرستان مواجه شدند. در حالی که اتاق کارگران چینی کولر گازی و وسایل گرمایی دارد. 3-     وسایل ایمنی و لباس: بسیاری از کارگران از وقتی که به این شرکت آمده‌اند تا به امروز تنها یک دست لباس و یک جفت کفش گرفته‌اند. هر وقت که کارگران کفش و لباس می‌خواهند می‌گویند که همان بوده که دادیم. برای قسمت جوشکاری باید دستکش‌های ساقه بلند مخصوص بدهند. اما هر ماه سه تا چهار جفت دستکش پارچه ای ساق کوتاه کشی می‌دهند که وقتی جوش روی آنها می‌افتد خود آن با جوش به پوست دست کارگر می‌چسبد و دست را بیشتر می‌سوزاند. باید ماسک بدهند برای جلوگیری از دود جوشکاری . اما می‌گویند ما فقط ماهی 2 عدد ماسک یک بار مصرف می‌دهیم. در صورتی که ورقهایی که جوش داده میشود صد در صد سمی هستند. چون ورق گالوانیزه هستند و محیط هم بسته است و هواکش ندارد. باید از ماسک‌های مخصوص شیمیایی استفاده شود. یکی از کارگران بر اثر همین دودها مسموم شده بود توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شد. بعد کارگران برای اعتراض به نزد سرپرست رفتند اما او گفت که آن شخص از اول مریض بوده و گفت که باید برود تسویه حساب کند. چون دیگر نمی‌تواند اینجا کار کند. –

          وضعیت اضافه کاری و مرخصی چگونه است؟-  

       اضافه کار که نداریم. روزهای 5 شنبه را باید تا ساعت 1 بمانیم اما زودتر از ساعت4 تعطیل نمی‌کنند. اما اضافه ای هم بابت آن پرداخت نمی شود. مرخصی که طبق قانون باید ماهی دو روز و نیم داشته باشیم. اگر نرویم پولی بابت آن داده نمی‌شود و اگر هم بیشتر برویم بابت هر روز دو برابر از حقوق کسر می‌شود. – 

        کارگرانی که در هتل کار می‌کردند دراین مدتی که هتل تعطیل بوده، کجا هستند و چه می‌کنند؟ –  

       در این مدت بیکار بوده‌اند و از بیمه ی بیکاری استفاده می‌کرده‌اند. چندین بار برای اعتراض به وضعیت بلاتکلیفشان به هتل آمده‌اند و اعتراض کرده‌اند. ولی پاسخ درستی به آنها نداده‌اند. جدیدا به آنها گفته‌اند که باید بازخرید شوند. می‌خواهند از کارگران جدید آن هم به شکل قراردادی استفاده کنند.   می دانید خیلی زور دارد . اینجا کشور ماست. جنس‌های بنجل چینی کم بود که حالا کارگر چینی هم باید وارد کنیم. کارگران چینی دست در جیب در حال راه رفتن هستند کار را ما انجام می‌دهیم و تازه باید از چینی‌ها حرف زور هم  بشنویم. وزارت کار و بیمه و … هم که طرف آنها را می‌گیرد، نمایندگان و بازرسانشان اصلا توی کارگاه‌ها پیدایشان نمی‌شود.

نیروی کار ، ایمنی و مناسبات اجتماعي واپسگرا

ناصر آغاجری
نظام‌های اقتصادی سیاسی فردگراکه دنباله‌رو برنامه‌های اقتصادی نهادهای امپریالیستی، چون صندوق بین‌المللی پول بانک جهانی و تجارت جهانی هستند، تنها گزینه‌شان برای مناسبات اجتماعی یک دیکتاتوری دریده و عوام‌فریب است. با فرهنگ واپس‌گرا وخرافه‌پرستی که درنهایت فرد پرستی را تروج می‌کند و از نظر اقتصادی تنها معیار ارزش‌هایشان دلالی و واسطه‌گری می‌باشد. ولی درسیاست ماسک‌های متضادی را به کار می‌گیرند. گاهی در پشت ماسک الهی و به نمایندگی از طرف او بر مردم ستم می‌کنند و زمانی دیگر چکمه‌های نظامیان جنایتکار را به پا می‌کنند. در هر حال در پشت همه‌ی ماسک‌ها سرشتی یگانه وجود دارد. سرشتی که برای جان و زندگی نیروی کار وکارگران صنعتی هیچ ارزشی قائل نیستند و به گونه‌ای عمل می‌کنند که گویی وجود یا عدم وجود این طبقه مولد، در روند زندگی اقتصادی – سیاسی هیچ تاثیری ندارد. ولی دم خروس دروغ و ریاکاری آنها زمانی آشکار می‌شود که ما به مطالعه عمل‌کرد اقتصادی اربابان این نظام‌های واپسگرا و نهادهای جهانی امپریالیستی بپردازیم در آن صورت واقعیت را عریان‌تر و مشخص‌تر خواهیم دید. به رغم پیشرفت‌های فوق مدرن تکنولوژی هنوز هم درآمد سود، ارزش اضافی تنها از یک منبع امکان‌پذیر است. ارزش که همه‌ی سرمایه‌داران در جست‌و‌جوی آن تن به هر جنایتی می‌دهند، تنها از یک طریق در کالا متبلور می‌شود. حقیقتی گریزناپذیر، استثمار. هیچ فکر کرده‌اید چرا شرکت‌های چندملیتی برای کسب دلارهای بیشتر، کارخانه‌هایشان را از کشورهای مادر(غرب) خارج می‌کنند و با سرمایه‌های کلان راهی کشورهای عقب رانده شده می‌شوند و ظاهرا با خود تولید و کار و رونق اقتصادی را هم می‌برند. آنها تنها یک هدف را دنبال می‌کنند و آن کسب سود بیشتر است. ولی از کدام راه؟ در کشورهایی که بدون چون و چرا، سیاست‌های اقتصادی نولیبرالیسم را پذیرفته و قدرت نظامی‌شان را در خدمت دلال‌های و سرمایه دارها،علیه مردم به کار گرفته باشند، سرمایه‌گذاری آغاز می‌شود. با خرید ارزان کار و بهره گیری از ساعات طولانی‌تر کار، این تنها منبع بی‌پایان ارزش اضافی را مالک می‌شوند. کارگر، نیروی کار که در باور واسطه‌ها (بخوانید انگلی‌ها) بی‌ارزش است و به حساب نمی‌آید، تنها امکان کسب ثروت و سرمایه است. تکنولوژی‌های فوق مدرن ، سرمایه و منابع بزرگ انرژی و معادن بدون نیروی کار بدون وجود نیروی کار تنها بخش‌هایی مرده اند. تنها کار است که به اشیاء جان می‌بخشد. کارگر نیروی حیاتی خود را در کالا متبلور می‌کند و ارزش را تولید می‌کند. ولی مناسبات نولیبرالیستی و نظام‌های دیکتاتوری وابسته برایشان اهمیت ندارد که کارگر چگونه با حداقل‌های،نیروی حیاتی خود را بازتولید می‌کند؟ با از پای در آمدن کارگر فرد آسیب دیده را اخراج می‌کنند و با استخدام دیگری جای خالی او را پر می‌کنند. با این نوع نگرش کارگر و نیروی کار یک کالای یک بار مصرف بیشتر نیست. در حقیقت وحشیانه‌ترین استثمار که از دوران‌های برده داری هم ستم‌گرانه‌تر است، اعمال می‌گردد. عوارض این مناسبات واپس گرا با دولت سردار سازندگی به ایران وارد شد. تعدیل ساختاری و تضعیف نقش دولت دراقتصاد بهانه‌ای بود برای سپردن سرنوشت اقتصادی ایران به دست بازاریان سنتی تهران که مرده ریگ بازرگانان ماقبل قرون وسطا هستند. حذف تدریجی حقوق کار، در دولت اصلاحات با معاف کردن کارگاه‌های زیرده نفر از قانون کار، و با اوج‌گیری خصوصی‌سازی » دولت مهرورز» و وارونه کردن اصل 44 قانون اساسی، فروش صنایع بزرگ تولیدی به بازاریان و نوکیسه‌ها شدت گرفت. خریداران صنایع به جای مدرنیزه کردن و ادامه‌ی تولید، کارخانه را تعطیل کارگران را اخراج واقدام به فروش زمین‌های آن تا متری یک میلیون تومان نمودند. (لامپ‌سازی رشت) در آوانگان اراک هم تولید متوقف گردید و کارگران اخراج شدند و خریدار در انتظار فرصتی است برای تفکیک زمین و فروش آن . بدین شیوه صنایعی نابود شدند که با منابع ملی ساخته شده بودند. معمولا هدف خصوصی‌سازی واگذاری صنعت برای مدرن کردن وتولید کالایی با کیفیت قابل رقابت با کالای مشابه خارجی است. نه ترور صنعت ملی. مقایسه کوچکی از انقلاب 57 روزانه کار کارگر 8 ساعت و در صورت تمایل کارگر اضافه کاری غیر اجباری با صد چهل در صد اضافی برای کارگر محاسبه می‌شد. در پروژه‌های صنعتی نفتی علاوه بر حقوق بالا چون 24 ساعت در محیط کار بودند) 14 روز کار می‌کردند و 14 روز استراحت. ولی امروزه ساعات کار در کارگاه‌های کوچک ازخروس خوان تا شغال خوان است. کارگر با کوچک‌ترین انتقادی اخراج می‌شود(بند ز) بیمه‌‌شان مرتب پرداخت نمی‌شود و ساعات کار روزانه در کارگاه‌های بزرگ حداقل 12 ساعت است. و در اضافه کاری اجباری هم هیچ درصدی (صدی چهل قانون) به کارگر پرداخت نمی‌شود. در پروژه‌های بزرگ صنعتی– نفتی حداقل روزانه کار 12 ساعت است و هر 23 روز کارکرد در کارگاه تنها 7 روز حق استراحت دارد که از این هفت روز دو روز آن در رفت و برگشت به پروژه صرف می‌شود. ولی تیر خلاص به قانون کار را مجمع تشخیص مصلحت نظام به رهبری سردارسازندگی با بند ز شلیک نمودند و بدین صورت کارفرماها حاکمان مطلقه ی پروژه‌ها شدند و اخراج کارگران قانونی و بدون هیچ مانعی صورت می‌گیرد. هر روز بخشی از قانون کار به دور ریخته می‌شود تا واسطه‌های انگل ثروتمندتر گردند ، کارگران ازهستی ساقط و سرمایه‌دار صنعتی به دلال تبدیل گردد. با سرو و دم بریدن قانون کار( که بیشتر در جهت منافع کارفرماها بود تا کارگر) رعایت اصول ایمنی در کارگاه‌ها به یک شوخی تبدیل می‌شود. در حالی که کار بدون رعایت اصول ایمنی، هر لحظه با خطرهای مرگبارش هستی و جان نیروی کار رابه چالش می‌گیرد. از این رو بررسی ایمنی در تکنیکی‌ترین و حیاتی‌ترین صنایع ایران، صنایع تولید پالایشگاه‌های و پتروشیمی‌ها به یک ضرورت تبدیل می‌گردد.(مشاهدات عینی) سال 82 -83 جزیره خارک مخزن شماره 12 در حال بازسازی بود. ناظر پروژه برای حفظ استانداردهای ایمنی کار از پیمانکار مخزن که شرکتی دولتی نظامی بود می‌خواهد با شروع کارهای فلزی کف مخزن ارت مخزن را برای پیش‌گیری از برق گرفتگی کارگران نصب کند. ولی مدیران شرکت که بیشتر نظامی بودند تا صنعت‌گر، با بی‌اعتنایی از این کار خودداری کردند . چند ماه بعد در ساعت 11 و نیم صبح یک کارگر جوان اهل گناوه دراثر برق‌گرفتگی جان باخت. با مرگ این کارگر جوان که تازه از سربازی آمده بود، مسولان اقدام به نصب ارت نمودند. درمخزن 13 همین شرکت رانت‌خوار پیمانکار دست چندم … برای سرعت بخشیدن به کار ، یک موتور کوچک روی دیواره مخزن قرار داد تا بوگی را به جلو بکشد( بوگی وسیله‌ای است که جوشکار در آن قرار می‌گیرد و درارتفاع 16 متری مخزن را جوشکاری می‌کند) با کار افتادن موتور بوگی که از نظر ساخت اشکالات ایمنی داشت، از جایگاه خود خارج شد و سقوط کرد. جوشکار جوان که اهل روستاهای ایذه بود، در دم فوت کرد و از کمر به پایین فلج شد. دهها نفر ازمسولان، کارفرما، پیمانکار و مقامات ایمنی جزیره در محل حادثه حضوریافتند وعکس و فیلم گرفتند… مقرر گردید از این به بعد اصول ایمنی با دقت بیشتری به کار گرفته شود. همین !!! کارگر کشته شده خواهرزاده سرپرست ایمنی جزیره بود. در پروژه‌های صنعتی تولیدی علاوه بر همه ی ستم‌ها و بی داد و بی قانونی‌ها، کارگران همیشه باعدم پرداخت به موقع حقوق مواجه هستند. گاهی این عدم پرداخت تا 7 ماه به درازا میکشد( هم اینک در بخش مخازن این پروژه فعال … کارگران مخزن ساز تا به امروز (22 مرداد 88) حقوق اسفند ماه خود را دریافت نکرده‌اند. چرا؟ آیا ماه‌ها بدون حقوق کار کردن افسردگی وبیماری روحی برای کارگر و خانواده اش ایجاد نمی کند؟ آیا این همه ، باعث بی دقتی درمحیط کار و حادثه نمی شود؟ آیا درکارگاه‌ها به ایمنی روانی در باتلاق خرافات و جهل به حداقل‌های ایمنی برای حفظ جان نیروی کار صنعتی توجهی ندارند. در این پروژه …. شبکه ی وسیع و پیچیده و تودرتویی از کانال‌ها برای عبور لوله‌های زیر زمینی حفر شده است. کیلومترهای کانال با عمق‌هایی از 3 الی 8 متر و با عرض‌هایی از یک متر تا چند متر که در اعماق آنها لوله‌هایی با قطرهای 52 ، 12،8،2اینچ کشیده شده است. برای عبور از روی این کانال‌ها که کار روزانه ی ماست و باید به دفعات در روز تکرار شود، پیمانکار می‌تواند یک پل با لوله داربست بصورت موقت بسازد تا روند کار بدون خطر طی شود. ولی عملا تا قبل از وقوع حادثه زیر این عمل صورت نگرفت. نیروی کار چه با ابزار و چه بدون آن برای عبور از این کانال‌ها باید از روی یک تخته شکسته ضایعاتی با عرض 30 سانتی متر و یا از روی یک قوطی بلند پروفیلی با عرض 7 سانتی متر آن هم بدون مهار عبور کند. درصورت خستگی وعدم دقت و یا چرخیدن پروفیل و یا در اثر گشتن تخته، سقوط روی لوله‌ها غیر قابل اجتناب است. در آن پایین مرگ و یا نقص عضو در انتظار قربانیان است. مهندس ساسان که از ساعت 7 بامداد بیشتر گوشته وکنار سایت بزرگ را با عبور از ده‌ها کانال برای بازرسی کار جوشکاران سرکشی کرده بود ولی 30 دقیقه مانده به ساعت نهار مجبور شد به یونیت 31 برای بازرسی کار پیمانکار برود. از تنها امکان عبور از کانال که یک قوطی پروفیل 7 سانتی و بدون مهار بود با احتیاط به آن سوی کانال رفت. پیمان‌کار دست دوم و سوم که یکی از راه‌های پول‌سازی‌شان حذف کیفیت و ندیده گرفتن استانداردهاست با تقلب‌های متعدد مهندس جوان را به شدت عصبانی کردند . در راه بازگشت استرس، خستگی ساعات نهایی درنیم روز دقت او را از بین برد وبا گام‌ها شتابزده وعصبانی به کانال بزرگ نزدیک شد و پای بر پروفیل باعرض 7 سانتی متر گذاشت.ولی درگام دوم پروفیل که مهاری نداشت چرخید . سقوط از ارتفاع سه متری بر روی ردیف لوله‌ها صورت گرفت. سر و گردن ساسان به دیواره ی کانال برخورد کرد. وبا کتف روی لوله‌ها افتاد. کتف مهندس مو برداشت وگردنش آسیب جدی دید. کمرش که بر اثر کارهای ساختن پروژه‌های دارای دیسک شده بود، بدتر شد. با تلاشی دردناک توانست با موبایلش حادثه را خبر دهد . همکاران نگران به جست‌و‌جوی او پرداختند و او را لابه لای لوله‌ها یافتند . زمان نهار بود و همه ی کارگران محل کار را ترک کرده بودند. پس از حادثه مسوول ایمنی آن قسمت محل حادثه را مورد بررسی قرار داد تاعلل سقوط ومجرم حادثه را شناسایی و گزارش کند. محل کار من هم در آن محدوده بود. هر روز از کنار این کانال‌های بدون پل عبور می‌کردم. فردای حادثه پیمانکار از اول بامداد با سرعت سه پل با لوله داربست و دو تخته بلند با عرض 30 سانتی متر روی کانال‌ها قرار داد. مسوول ایمنی کار در فردای حادثه گزارش مفصلی تهیه کرد مبنی بر این که در محل حادثه چندین پل ایمنی برای عبور وجود داشته ولی نیروی کار از محل غیر ایمن عبور کرده و حادثه رخ داده است. ولی اعلام نکرد که چرا ایشان که مسوول ایمنی محل بودند دستور نداده اند محل عبور غیر ایمن برچیده شود؟! در گزارش، پیمانکار بی گناه و نیروی کار مقصر شناخته شد. عکس پل‌ها به پیوست است) مسولان ایمنی به دفعات در روز از کنار این پل‌ها ی غیر ایمن عبور می‌کنند و بدون هیچ اقدامی عملی برای جمع‌آوری آنها بدون اخطار به پیمانکاران برای نصب یک پل موقت ایمن. شایعاتی که در میان کارگران دهان به دهان می‌گردد حاکی از دادن 2 بطر ویسکی اصلی و ناب چاپ سیاه اصل از جانب پیمانکار محترم به گزارشگر ایمنی است. امروز مهندس ساسان با کتف شکسته و گردن اسیب دیده و با کمری دیسک شده خسته و غمگین در کنار دخترش، قربانی خوش شانس پروژه است. زیرا امکان ادامه زندگی را دارد . همین ماه قبل از این حادثه یک کارگر داربست بلند در اثر سقوط از داربست بلند به حال اغما افتاد. در گزارش ایمنی کارگر به دلیل استفاده نکردن از کمربند ایمنی مقصر شناخته شد. ولی آقای ایمنی در گزارشش ذکر نکرده بود وقتی کارگر داربست‌بند باید تا ارتفاع گاهی حتا بیش از 30متر لوله با قطر 4 سانتی متر را تا سقف آسمان بالا ببرد و تکیه‌گاهشان همان لوله باریک داربست است و اجبارا باید برای نصب لوله‌ها دربالاترین نقطه ی داربست قرار گیرد، چگونه از کمربند ایمنی استفاده کند. آیا کمر بند را باید زیر پایشان ببندند؟ یا در آسمان حلقه‌ای وجود دارد که کارگر می‌باید کمربندش را به آن پیوند دهد؟ کارگر در حال اغما بود پیمانکار دست چندم یک آمبولانس برای انتقال بیمار به بیمارستان نداشت. کارفرما هم حاضر نشد تنها آمبولانس سایت را در اختیار پیمانکار قرار دهد. پیمانکار پس از وقت تلف کردن‌های بسیار بدن خرد شده ی کارگر را پشت یک وانت انداخت و به روانه بیمارستان کرد. وانت تنها یک جسد به بیمارستان تحویل داد و خانواده کارگر کشته شده که در انتظار چندرغاز ماهانه او بودند جسدش را تحویل گرفتند. شرکت‌های رانت‌خوار واسطه‌گر، کار را با رابطه به دست می‌آورند و خود آن را اجرا نمی کنند. بلکه پس از برداشت درصد بالایی از مبلغ قرار داد آن را به شرکت‌های دست دوم واگذار می‌کنند و دست دومی‌ها به دست سومی‌ها و الی آخر… این شرکت‌ها برای دریافت مدارک استاندارد بین الملی در رابطه با کار مشترک با شرکت‌های خارجی بخشی به نام ایمنی دایر می‌کنند ولی افراد آن در قبال روند کار قادر نیستند اقدامی جدی انجام دهند تنها شکلی بدون درون مایه هستند. 
 24 مرداد 88
اراک

زنان کارگر در تولیدی‌های لباس _ تقاطع خيابان وليعصر و جمهوري

گیتا صالحی

این منطقه پرازمغازه‌ها و پاساژهای فروش لباس است. مرکزیت این منطقه باعث شده است که درطول روز پیاده روها بسیار پررفت و آمد بوده و خیابان ولیعصرهم شلوغ و پرترافیک باشد.

خانم‌ها، دو یا سه نفری ازکنارمغازه‌ها عبورمی کنند. جلوی ويترين هرمغازه حداقل سه خانم را می‌توان دید که با هم درمورد انواع و اقسام مدل‌های لباس گفت وگو می‌کنند.

لباس‌های بچه گانه، مردانه، لباس‌های شب و چیزی که ازهمه بیشترجلب توجه می‌کند، انواع و اقسام لباس‌های عروس است. لباس‌های عروس دررنگ‌های مختلف، سبز، طلایی، آبی و قرمز با دامن‌های پف دارو پرچین که با منجوق دوزی، گلدوزی و پولک دوزی‌های ریزتزیین شده‌اند.

اما درداخل این پاساژها به غیرازمغازه‌های فروش انواع و اقسام پوشاک، گاهی تولیدی‌های این لباس‌ها نیزوجود دارند. حتی دربسیاری ازموارد، طبقه دوم یا سوم خیلی ازهمین فروشگاه‌ها، عده‌ای زن و مرد مشغول دوخت و دوزلباس‌ها هستند.

یکی از این کارگاه‌های تولیدی پوشاک در طبقه ی پنجم یک ساختمان مسکونی که همه ی واحدهای آن در اجاره‌ی تولیدی‌های لباس است، قراردارد. با گذراز راهرویی تاریک و سیاه به آپارتمان کوچکی، حدوداً 70 متر می‌رسیم.  کیسه‌هایی پراز لباس‌های آماده دوخت در گوشه و کناراین کارگاه به چشم می‌خورد و فضا آکنده از غبار نخ و پارچه بود و نفس سنگینی می‌کرد.

فضای سنگین، دلگیرو تیره اجازه‌ی دیدن نور را نمی‌داد هر چند که اتاق پنجره‌های بزرگی داشت.

در این تولیدی زنان و مردان با هم کار می‌کردند. حدود 7 الی 8 کارگر داشت. کارگاه برش جای دیگری بود . تی شرت‌های برش خورده برای دوخت به این کارگاه می‌آمد وسپس برای بسته بندی و اتو کاری به کارگاهی دیگرفرستاده می‌شد.

اینکه چرا زحمت این همه حمل و انتقال را به خود می‌دهند و تازه مجبورند سه تا مکان هم اجاره کنند؟ پاسخ ساده‌ای دارد. علت اصلی می‌تواند فرار از مالیات باشد. دلیل دیگر و شاید اصلی‌تر این است که تعداد کارگران مشغول به کار در هر کارگاه حداکثر 7 الی 8 نفر باشد زیرا هم کنترل این تعداد کارگر راحت‌تر است و هم شامل قانون کارگاه‌های زیر ده نفر شده و از درگیری‌ کارفرما با بیمه و تأمین اجتماعی کاسته می‌شود.

از سوی دیگر کارگران نیز در محیط‌های کوچک و جدا از هم نمی‌توانند با هم تشکلی داشته باشند تا از حقوق خود دفاع کنند.

 این تولیدی، تولیدی پوشاک بچه گانه و مردانه است. کارفرما می‌گوید ساعت کاری این کارگاه از8 صبح تا 7 غروب است که البته این ساعات به طورتوافقی تعیین می‌شود ولی کارگران دیرترازساعت 9 صبح نباید سرکارباشند.

پرداخت مزد درکارگاه‌های پوشاک اصولاً به دو صورت انجام می‌گیرد. پرداختی به صورت حقوق ثابت ماهيانه که تنها مخصوص كارگران ساده و كارگرانی است كه تخصص خاصی ندارند و نوع دیگرپرداختی به صورت تکه ای(کارمزدی) می‌باشد که مخصوص کارگران متخصص است.

دستمزد کارگران زن این کارگاه 140 هزار تومان با بیمه و 160 هزار تومان بدون بیمه بود. مردها در این کارگاه برای کاریکسان، 20 هزار تومان بیشتر دریافت می‌کردند. بیشتر خانم‌ها از بیمه استفاده نمی کردند. چون بیمه همسر یا پدرشان بودند و گفتند زنانی که همسرانشان بیمه هستند نمی توانند پس از فوت همسرشان از حقوق مستمری آنها استفاده کنند. عجیب بود چون در قوانین مربوط به کارمندان این تبعیض وجود ندارد و زن کارمند می‌تواند هم حقوق خودش را و هم حقوق همسرش را دریافت کند.

 درپرداخت دستمزدهای ماهیانه طبق گفته‌های این کارفرما، سطح حقوق زنان به دلیل محدودیت‌های زمانی آنان، کمترازمردان است. اختلاف اين دستمزدها بين كارگران ساده زن و مرد به گفته كارفرما به طورمتوسط ماهیانه 100 تا 150 هزارتومان دراین کارگاه می‌باشد. به گفته این کارفرما، عوامل مختلفی درتعیین دستمزد کارگران – چه زن و چه مرد – تأثیردارد و یکی ازمهمترین این عوامل، ساعت کاری است.

تفاوت کارِ کارگران زن و مرد دراين كارگاه به گفته كارفرما دربیلان کاری زنان است. او در طی سالها تجربه دراين زمينه به خصوص، بيلان كاری زنان را پایین ترازمردان ديده است و خود این کارفرما کار کارگران مرد را بیشترقبول دارد. اين كارفرما همچنين اذعان داشت كه میزان دقت آقایان درکاربیشتراست درحاليكه خانم‌ها سرکاربا هم گپ می‌زنند و راندمان کاری آنها پایین تراست.

اما قابل توجه است كه دراین کارگاه زنان بیشترکارهای غیرتخصصی مانند دسته بندی لباس‌ها، سرنخ کردن و به گفته کارفرما کارهای ظریف کاری که سنگین نیست و درحوصله خانم‌ها می‌گنجد انجام می‌دهند. اينكه آيا ظريف كاری نياز به دقت و حوصله دارد يا خير، سؤالی است كه بی پاسخ می‌ماند زيرا اين كارفرما گفته بود كه زنان اصولاً دقت پايين تری دركار دارند. تنها کارتخصصی که یک زن دراین کارگاه انجام می‌دهد، درآوردن الگو است که یک خانم که تحصیلات بالایی هم دارد، انجام می‌دهد.

این کارگاه درکل شامل 26 کارگراست که 6 نفرآنها خانم هستند و کارهای غیرتخصصی را انجام می‌دهند و 20 نفردیگرآقایان هستند که تنها 5 نفرازآنها کارهای غیرتخصصی یا به قول خود کارفرما وسط کاری را انجام می‌دهند و همگی آنها – زن و مرد –  طبق گفته کارفرما بیمه هستند.

 این کارفرما دراستخدام خانم‌ها برای کارهای غیرتخصصی و ساده شرايط  خاصی درنظرنگرفته است. اینکه يك خانم مجرد باشد یا متأهل، تحصیل کرده باشد یا خیر، اما به تجربه این کارفرما، زنان متأهل ماندگاری بیشتری درکاردارند. البته نمونه‌ای هم دراین کارگاه بوده است که یک خانم کارگربا یکی ازکارگران مرد ازدواج کردند و شوهردیگربه خانم اجازه نداد سرکاربیاید. 

این آقای کارفرما اعتقاد دارد کارگاهی که همه کارگرانش یک دست مرد باشند به مشكل برخورد خواهد كرد  چون بالاخره برخی ظریف کاری‌ها هم هست که فقط درحوصله خانم‌ها می‌گنجد که انجام دهند. به گفته ایشان اکثرتولیدی‌های لباس زیرزنانه، فقط ازکارگران زن استفاده می‌کنند.

پنج خانمی که در این کارگاه کارمی کنند، این کارگاه، کارسوم یا چهارمشان است. آنها پیش ازاین کارگاه در بیمارستان، کارگاه کفاشی، مطب دکتر، دفتر اسناد و … مشغول به کاربودند و به اجبار، کارهای گذشته خود را به دلایل مختلف ازجمله نداشتن بیمه، دستمزد پایین، سختی کاروبرخی مشکلات اخلاقی در محیط کار، ترک کردند.

اکثراين خانم‌ها ازراه‌های دوری به کارگاه می‌آیند و به همین خاطربرای دريافت پول بیشترنمی توانند ساعات بیشتری کارکنند.

 حتماً هرپنج نفرازاين خانم‌ها وقتی به خانه می‌رسند ساعت نزدیک 8 یا 9 شب است.

درطول صحبت‌ها هیچگاه، هیچکدام ازخانم‌هایی که ازدواج کرده‌اند يا حتی مجرد هستند، عنوان نکردند که کارهای خانه را هم انجام می‌دهند. هیچگاه نگفتند که وقتی ساعت 8 شب، بعد ازیک روزتمام سرپا ایستادن و سوزن نخ کردن و دوخت و دوز، وقتی به خانه می‌رسند اول یک کتری پراز آب  روی گازمی گذارند. هیچ یک یاد آورنشدند که وقتی هنوزمانتو و مقنعه خود را درنیاورده، لباس‌های بچه‌ها را ازروی زمین جمع می‌کنند، یک قابلمه برنج روی گازمی گذارند و ظرف‌های نشسته را می‌شویند.

البته چرا، خانمی که تازه ازدواج کرده اعتراف می‌کند که شوهرش درکارهای خانه خیلی به او کمک می‌کند. باید تقدیرو تشکرکرد ازمردی که درکارهای خانه به همسرش کمک می‌کند. یعنی به عبارتی وظیفه‌ی همسرش را سبک ترمی کند!!

 وقتی درمورد حقوق قانونی زنان به عنوان یک کارگرمی پرسيم لبخند ریزی می‌زنند و زیرزیرکی به هم نگاه می‌کنند. بیشترنگاه متعجبی دارند و درورای سکوتشان می‌توان این سوال را خواند که مگرحقوق قانونی هم داریم؟

وقتی می‌شنوند که قراراست درمجلس تصویب شود که ساعت کاری خانم‌ها کمتر شود، ناگهان چشمانشان برق می‌زند. انگاربرای لحظه‌ای خود را آزاد می‌بینند و درذهنشان، درهمان یک لحظه ی کوتاه، برای ساعات اضافی روزخود برنامه ریزی می‌کنند. احساس می‌کنند که چقدرکاردارند که می‌توانند درهمان نصفه روزهم انجام دهند. اما چه حیف که کاهش ساعت کاری همراه با کاهش دستمزد‌ها است.

یکی ازخانم‌ها می‌گوید : » خوب همینجوری هم دستمزد زنها کمترهست! «

وقتی در مورد دستمزد از کارفرماها می‌پرسیدیم برخی با اکراه وبرخی با تردید وبرخی هم با افتخار ازمیزان دستمزدی که می‌دادند صحبت می‌کردند. درحالی که تقریبا هیچ کارگاهی را ندیدیم که مزدی بالاتر از حداقل دستمزد بدهند. برای شروع کار 140 الی 170 هزارتومان پرداخت می‌شود و تنها با یک کارگر صحبت کردیم که سه سال در یک جا کارمی کرد و حقوقش 250 هزار تومان بود.

در کارگاه‌های تولید لباس بچه، برای دوخت هر درز که به آن اصطلاحا یک خط می‌گویند 7 الی 8 تومان می‌پردازند. یک بلوز بچه گانه دارای دو درزِ آستین، یک درز یقه، دو درز پهلوها که روی هم می‌شود 5 درز که با سردوزی‌اش می‌شود ده تا یعنی برای هر بلوز کمتر از 100 تومان مزد دوخت داده می‌شود که با مزد برش و اتوکاری و بسته بندی و … چیزی کمتر از 500 تومان برای هر بلوزمزد کارگر پرداخت می‌شود.

 در کارگاهی دیگرکه تولیدی لباس بچه بود، 5 دختر جوان به همراه دو کارگر مرد مشغول کار بودند. فضای اتاق حدودا 30 متری بود ولی تنها جای عبور یک نفر مابین میزها و کیسه‌های لباس وجود داشت. دورتا دور اتاق نیم طبقه‌ای هم زده شده بود که ارتفاع سقف اتاق را کم کرده بود و آنجا هم پر از کیسه‌های لباس بود . صدای موزیک در فضای کارگاه به گوش می‌رسید.

خشم در چهره ی یکی از اتوکاران که دختر جوانی بود موج می‌زد. بخار اتو، خستگی ساعت‌ها ایستادن و کار کردن، درد ستون مهره‌ها و زانوها و… طبیعی است که حال و حوصله ی حرف زدن نداشته باشد.

کارفرما می‌گفت چند سالی است که بیشتر ازکارگران زن استفاده می‌کند. با اینکه پسرها بهتر کار می‌کنند و به تمیزی محل کارشان بیشتر اهمیت می‌دهند و همکاری بهتری در کارهای دیگر محل کار دارند درحالیکه دختران تنها کاری را انجام می‌دهند که به عهده شان گذاشته شده است و حاضر نیستند حتا زیر پایشان و آشغال‌های خودشان را جمع کنند، این کارفرما زنان را بیشتر استخدام می‌کند که علت آن نبود کارگر مرد است. این دلیل کاملاً روشن است چرا که مردها کمتر حاضر می‌شوند با چنین حقوق و شرایطی کار کنند. گرچه این کارفرما نسبت به کارفرمایان دیگر پایه حقوق بالاتری را به کارگران پرداخت می‌کرد. مثلاً حقوق دختری که تازه کاربود، 170 هزار تومان و خانمی که سه سال سابقه ی کار در این کارگاه را داشت 250 هزار تومان دریافتی داشت.

 خيابان وليعصر- چهارراه اميراكرم

 چهارمین مغازه در یک پاساژ پوشاک. یک تولیدی و پخش لباس عروس.

چند نمونه کار ِ لباس عروس هم درمغازه هست. پف‌ها و چین‌های روی دامن‌ها، بالاتنه‌های دکولته با دست دوزی‌های ظریف.

 با کمال تعجب مسئول مغازه یک خانم بود. یک خانم میانسال، کمی چاق و محجبه. مقنعه طوری دور گردنش قرارداشت که احساس می‌کردم ممکن است هرلحظه نفسش بند بيايد ویا مقنعه پاره شود.

زنی خوشرو و خوش برخورد بود و بعد ازچند دقیقه صحبت فهمیدم که او صاحب مغازه نیست بلکه دامادش، یعنی شوهردخترش صاحب کاراست.

با اینکه این خانم حدود 22 سال درزمینه دوخت لباس عروس سابقه دارد و حتی می‌گوید که دامادش زیردست او کاریاد گرفته است اما او اینجا تنها حقوق بگیراست و ماهیانه 400 هزارتومان ازدامادش حقوق می‌گیرد. او اضافه کرد که من می‌توانم در روز 2 الی 3 دست لباس بدوزم و حتی بعضی شبها سعی می‌کنم یک دست لباس هم در خانه بدوزم. صبح کاری معمولا بسیار زود باید شروع شود. تهیه صبحانه وخرید و بعد حدود یک ساعتی در راه تا رسیدن به محل کار. ساعت کار 9 الی 6 بعداز ظهر است و پس ازآن بازهم طی مسافت طولانی برای رسیدن به خانه و رسیدگی به کارهای منزل و شام و… و بعد دوخت یک دست لباس به عنوان اضافه کار!! میزان دستمزدها و این شیوه ی خوداستثماری قابل تصور نیست!! ایشان 22 سال قبل شوهرش را از دست داده بود و برای گذران زندگی خود و دو فرزندش 22 سال چنین کار کرده است.

این خانم با اینکه می‌تواند با دوخت لباس عروس درخانه، درآمدی بیشترازاین داشته باشد اما خودش اعتقاد دارد چون » قضیه دخترش» درمیان است ترجیح می‌دهد درمغازه بایستد. دقیقاً نمی فهمم که » قضیه دخترش»  چه معنایی دارد اما داستان دخترش داستان جالب تری است. دختر این خانم هم درهمين تولیدی لباس عروس کارمی کند. درهمین تولیدی و زیر دست شوهرش اما حقوق دریافت نمی کند!

چرا؟ اصلاً سوال دراين مورد مسخره است چون شوهرش حالا درمغازه نیست که به این سوال پاسخ بدهد. شاید بتوان اسم این » قضیه دخترش» را استثماردوگانه گذاشت! هم کارهای خانه برعهده این دختراست و هم درتولیدی کارمی کند و حقوق نمی گیرد. مطمئناً اگرحرفی ازحقوق بزند، شوهردردرجه اول دختررا طلاق می‌دهد و دردرجه دوم مادربیوه ی او را ازکار بیکارمی کند. داستان جالبی است اما خانم و دخترش ازاين وضعیت ناراضی نیستند به هرحال همين كه دخترش سقفی و آقایی دارد بالای سرش کافیست!

 دركل درتولیدی‌های لباس عروس تعداد کارگران زن بیشتراست. این کارکاملاً با ذوق و سلیقه خانمها سازگاراست و کارگاه‌های آن محیط‌های امن تری نسبت به کارگاه‌های دیگردارد.

در کارگاه لباس عروس برای برش و دوخت هر دست لباس عروس با دامن‌های پرچین معروف به 8 دامنه حدود 8 هزار تومان دستمزد پرداخت می‌شود.

 یکی ازکارکنان که خانمی میانسال است، ازهمسرش جدا شده و قبل ازاین کارگاه نیز در یک تولیدی دیگرلباس عروس کار می‌کرده است.

به نظرمی رسد جلوی خانم سرپرست کارگاه خیلی احساس راحتی نمی‌کند تا ازمشکلاتی که درهمین کارگاه دارد صحبت کند و هرازگاهی تنها این تولیدی را با تولیدی‌های دیگرکه کارکرده است مقایسه می‌کند و ازاین کارگاه ومحیط کاری‌اش تعریف می‌کند. اما ازحقوق و مزایا و بیمه و مسائل دیگرحرفی به میان نمی آید.

 کارگران مهاجر در کارگاه‌های تولید لباس

 در کارگاه‌های بازدید شده، کارگر غیر ایرانی کار نمی کرد، اما بخش بزرگی از کار بر دوش کارگران مهاجر است. کارفرمایان از کار کارگران افغانی بسیار راضی بودند و می‌گفتند آنها بسیارمسوول، پرکار و کم‌توقع هستند. اما با توجه به شرایط موجود امکان استفاده از کار آنان در محیط  کار را ندارند. اما برای این هم چاره‌ای اندیشیده‌اند. هم کارگرانی که برای زندگی نیاز به کار دارندو هم کارفرمایانی که برای کسب سود نیاز به کارگر پرکار و ارزان. کارگران مهاجرمعمولاً کار را در منزل انجام می‌دهند. لباس‌های برش خورده را به منزل برده و دوخته و کامل تحویل می‌دهند.

تقریبا بیشتر سنگ دوزی‌ها، ملیله دوزی‌ها و گل دوزی‌های روی لباس‌هاس عروش و شب را اینان انجام می‌دهند. برای دوخت تزئینات لباس عروس (که بسیار پرکار هم هستند) متری دو الی 3 هزار تومان دستمزد پرداخت می‌شود. البته تمام این مبلغ به کسانی که کار انجام می‌دهند نمی رسد. تنها حدود یک سوم آن نصیب کارگران می‌شود و بخش دیگری از این دستمزد به واسطه‌ای که کار را از تولیدی می‌گیرد تعلق دارد. 

 *  *  *

آدم سرگیجه می‌گیرد. از این همه استثمار و این همه سکوت! در کناراین استثمار، باید به شرایط نامناسب کاری و محیط‌های کاری نا امن برای دختران جوان نیز اشاره کرد. سوء‌استفاده کارفرمایان از دختران در محیط‌های کاری از جمله معضلاتی است که اگر دختر تن ندهد باید از خیر کار بگذرد. 

عدم آگاهی از قوانین کارو حقوق خود به عنوان یک کارگر، مشکل دیگریست که این زنان با آن دست به گریبان اند. نگاه موقتی که این زنان نسبت به کارخود درکارگاه‌های تولید پوشاک دارند باعث شده است که برای دستیابی به شرایط بهتر در محیط کار، دستمزد بالاتر و سایرمزایا تلاشی از سوی این زنان صورت نگیرد. تنها کسانی که سابقه بیشتری در زمینه کار درتولیدی داشتند به این مسئله واقف بودند که اگر همه کارگران با هم باشند می‌توانند از کارفرما دستمزد بیشتری بگیرند. اما در تولیدی‌ها حتی رقابت بین کارگران به حدی است که آنها نه تنها با هم نیستند بلکه برای یکدیگرمشکل نیز ایجاد می‌کنند.

تنوع زیاد کارگاه‌ها و کوچک بودن آنها، امکان متشکل شدن کارگران را کم می‌کند. این کارگران بیش از هر چیز نیاز به آگاه شدن از حق و حقوق خود دارند و اینکه آیا دشواری شرایط زندگی و نیاز مالی و کمبود کار آیا این امکان را به آنها می‌دهد؟ پاسخ ساده‌ای ندارد.

 حالا که درپیاده رو ایستاده ام، سرم را بالا می‌گیرم و به ساختمان‌های اطرافم نگاه می‌کنم. یعنی درهرساختمان و هرطبقه زنانی کارمی کنند که به حداقل حقوق خود به عنوان یک کارگرآگاه نیستند!

درهرطبقه چندین زن کار می‌کنند که نمی دانند درست درساختمان روبروی آنها و يا درست درطبقه زیرین آنها، عده‌ای زن دیگر، درست با شرایط یکسان با آنها درحال برشکاری، دوخت، بسته بندی و سرنخ کردن هستند. هیچ خبرندارند!

نوشته شده در دسته‌بندی نشده. برچسب‌ها: . 1 Comment »

زمزمه اعتصاب در میان کارگران کیان تایر(لاستیک البرز)

 بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، بدنبال اسقرار هیئت مدیره منتصب سازمان حمایت از صنایع در کارخانه کیان تایر(لاستیک البرز) که منجر به پایان یافتن چندین ماه اعتراض کارگران این کارخانه و شروع بکار آن در اوایل بهمن ماه سال 87 شد، مدیریت جدید در آنزمان به کارگران وعده داد 5 ماه از دستمزدهای معوقه آنان را در فروردین ماه سال جدید (88) پرداخت خواهد کرد اما با فرا رسیدن روزهای پایانی فروردین ماه 88 این وعده محقق نشد و در ادامه کشمکشهای کارگران با مدیریت جدید برای دریافت 5 ماه از دستمزدهای معوقه خود، نهایتا مدیریت وعده داد آخر شهریور ماه دستمزدهای معوقه کارگران را پرداخت خواهند کرد. بنا بر این گزارش با رسیدن به روزهای پایانی شهریور ماه و اصرار کارگران برای دریافت 5 ماه از دستمزدهای معوقه و همچنین طرح عدم پرداخت این معوقه ها از سوی مدیریت کارخانه، زمزمه اعتصاب در میان کارگران کیان تایر قوت گرفته است. مسئله عدم پرداخت دستمزدهای معوقه کارگران در پایان شهریور ماه در حالی از سوی مدیریت کارخانه کیان تایر مطرح شده است که کارگران این کارخانه متوجه شده اند موجودیهای تعاونی مصرف و دو صندوق پس انداز و قرض الحسنه آنان توسط کارفرمای قبلی به یغما رفته و این امر علاوه بر خلف وعده مدیریت کارخانه در پرداخت دستمزدهای معوقه، بر شدت خشم کارگران کیان تایر افزوده است و آنان را مصمم به شروع اعتصاب در صورت عدم رسیدگی به خواستهایشان در 31 شهریور ماه کرده است. لازم به یادآوری است تمامی موجودی دو صندوق قرض الحسنه و پس انداز کارگران کارخانه کیان تایر به صورت ماهیانه در طول سالها کار و زحمت این کارگران از دستمزدهای ماهیانه آنان کسر شده است و تعاونی مصرف کارگران که هم اکنون 262 میلیون تومان کسری دارد توسط خود آنان راه اندازی و سرمایه اش فراهم شده است. صندوق قرض الحسنه کارگران کیان تایر به منظور رفع نیازهای عاجل و فوری کارگران از قبیل مسائل مالی مربوط به فوت و عروسی و سایر نیازهای اظطراری آنان و صندوق پس انداز نیز به منظور پرداخت وام گردشی به صورت دائمی به کارگران، از سوی خود آنان و با سرمایه این کارگران در طول سالهای گذشته راه اندازی شده است. اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعتصاب را حق مسلم کارگران کیان تایر در صورت عدم تحقق فوری خواستهای آنان میداند و در صورت عدم تحقق خواستهای کارگران کیان تایر قویا از اعتصاب این کارگران حمایت خواهد کرد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: