قرارداد ۷۰ درصد زنان کارگر، سفيد امضاست

گسترش قراردادهای سفيد امضا پس از اجرای قانون هدفمندی يارانه‌ها به جايی رسيده که در حال حاضر ۷۰ درصد از زنان کارگر با قراردادهای سفيد امضاء مشغول به کار هستند.
پروين محمدی فعال کارگری با بيان اين مطلب، در گفت و گو با ايلنا افزود: به دليل فشار بيش از حدی که در پی هدفمندی يارانه‌ها و افزايش قيمت حامل‌های انرژی بر بخش توليد وارد شد، کارفرمايان که از عهده پرداخت هزينه انرژی واحدهای توليدی بر نمي‌آمدند اين زيان را با انعقاد قراردادهای سفيد امضا از طريق حقوق کارگران جبران مي‌کنند. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

جنبش زنان و جنبش کارگری

مقاله ی زیر چندی پس از برگزاری روز کارگر در سال ٨٨، در میانه ی خیزش اعتراضی مردم، و حضور گسترده ی زنان در هر دو مورد نگاشته شد و در سایت های مختلف منتشر گردید. اکنون پس از گذشت نزدیک به سه سال نگاهی دوباره به این نوشته، که بر ارتباط ساختاری جنبش زنان با جنبش کارگری تاکید می کند، در جهت یادآوری ضرورت و اهمیت سازماندهی و جهت دهی جنبش زنان مفید می باشد. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

دو كارگر زن کارخانه سيمان لارستان بعد از مرخصی زايمان اخراج شدند

ايلنا: يك فعال كارگرى در لارستان از اخراج دو كارگر زن كارخانه سيمان لارستان پس از بازگشت از مرخصى زايمان خبر داد.
محمدحسن قوامی در گفتگو با خبرنگار ايلنا با تاکيد براينکه زنان کارگر نيازمند حمايت بيشتری هستند، تصريح کرد: کارخانه سيمان لارستان دو نفر از کارگران زن خود را با ۶ سال سابقه کار بعد از مرخصی زايمان اخراج کرده و و نيروهای جديدی جايگزين آنان کرده است.
او با بيان اينکه بسيارى از زنان کارگر سرپرست خانوار هستند و نياز به حمايت بيشتری دارند تا بتوانند کانون خانواده را حفظ کنند،اظهار داشت: اگر اين رفتار با کارگران زن در ساير واحدهای توليدی باب شود عواقب بدی براى جامعه خواهد داشت.
او گفت: تعداد زنان کارگر اين واحد توليدی ۱۰ نفر است که دو نفرشان به اين شيوه اخراج شده‌اند و اميدواريم انگيزه ساير کارگران با اين رفتار‌ها از بين نرود.
گفتنى است مواد 67 قانون تامين اجتماعى و همچنين ماده 76 قانون كار مرخصى زايمان به همراه حقوق و امكان بازگشت به كار را از حقوق زنان كارگر مي‌شناسد.

زنان دور كار امكان ارتقاء شغلی ندارند

ایلنا: یك فعال حقوق زنان كارگر گفت: زنان خانه‌دار از مزایای قانونی همچون ارتقای شغلی بی‌بهره هستند.
هاله صفرزاده در گفتگو با خبرنگار ایلنا ضمن اشاره به اینكه دستمزذ غالب زنان دوركار پایین‌تر از دستمزد عادی مردان با كار مساوی است، افزود: چون این زنان در محیط كار دیده نمی‌شوند مشمول بخشی از مزایای شغلی هم قرار نمی‌گیرند.
این فعال كارگری با اشاره به استقبال بسیاری از زنان كارمند دولت از طرح دور كاری، اظهار كرد: به دلیل اینكه زنان دوركار بخش اعظم كارشان را در خانه به وسیله اینترنت انجام می‌دهند طبیعتا از این طرح استقبال می‌كنند اما باید توجه كرد كه دوری از فعالیت‌های اجتماعی بخش قابل توجهی از جمعیت كشور تاثیر مثبتی در رشد اجتماع نخواهد داشت.
صفرزاده در خصوص تبلیغاتی كه درباره تاثیر منفی اشتغال زنان بر تربیت فرزندانشان مطرح می‌شود تصریح كرد: شاغل بودن زنان تاثیر منفی در روند تربیت كودكان نخواهد داشت به شرط اینكه امكانات حمایتی برای كودكان این زنان پیش‌بینی شود و خدمات اجتماعی مانند مهد كودك مناسب و مرخصی‌های ضرورت مادر بودن با حقوق برای مادران شاغل در نظر گرفته شود.
صفرزاده در بخش دیگری از این گفتگو به موضوع كار زنان خانه‌دار اشاره كرد و گفت: با وجود تبلیغات بسیاری كه در خصوص اهمیت كار زنان خانه‌دار انجام می‌شود، اما هیچ برنامه‌ی حمایتی از زنان خانه‌دار وجود ندارد و كار آنان در زمره مشاغل رسمی محاسبه نمی‌شود و به این ترتیب این زنان اكنون همچون بردگان قرون گذشته در خانه‌ها مشغول به كارند.

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

سوء استفاده از شرايط زنان کارگر

خبرگزاری بين المللی زنان (وفا) : به دليل اينکه شرايط کار و ورود به بنگاهها برای خانمها به نسبت آقايان کمتر است،برخی کارفرمايان از شرايط بازار کار و بالا بودن تعداد بيکاران نهايت سوء استفاده را می کنند.
ابوالفضل فتح الهی در خصوص به کارگيری روش جديد انعقاد قرارداد در بنگاههای بزرگ از سوی کارفرمايان برای جلوگيری از افزايش يکباره هزينه های بنگاه و رواج قراردادهای سفيد امضا، ماهيانه و فصلي، گفت: وقوع اين شرايط در بازار کار نشان دهنده بی اعتمادی توليدکنندگان نسبت به آينده است. نايب رئيس کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ايران اظهار داشت: با توجه به شرايطی که پس از اجرای دور اول هدفمند کردن يارانه ها برای بنگاه ها به وجود آمده، هم اکنون ميزان دريافت «تسويه های سفيدامضا» رو به افزايش است. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

وضعیت زنان شاغل در جمهوری اسلامی ایران

شرایط عمومی
بازار کار که در ایران به طور سنتی مردانه است. تنظیمات برمبنای جنسیت مقرر شده بازار کار، شانس های کاری زنان را محدود کرده است. بدین طریق الگوهای رفتاری فرهنگی سنتی، یک تبعیض مستقیم و هم غیرمستقیم را برای زنان در بازار کار فراهم کرده است. اشتغال زنان به طور نسبی برتعداد اندکی از فرصت های شغلی با امکان پیشرفت ناچیز، محدود می شود. اکثر زنان به طور رسمی بعنوان کارمندان دولت یا در بخش خدمات کار می کنند. درآمد زنان در بخش خصوصی حدودا ۴٠% درآمد مردان است اما مسلما مطلق و برای همه زنان و مشاغل نیست، و د ربعضی موارد نیز درآمد زنان می تواند بیشتر باشد اما استثنا است. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

افزایش زنان بی‌خانمان در ۶ ماهه نخست سال جاری و کاهش سن بی‌خانمانی

به گزارش ایسنا، رضا جاگیری گفت: همزمان با آغاز فصل سرما جمع‌آوری و ساماندهی افراد بی‌خانمان و کارتن خواب‌ها بسیار قابل اهمیت است و در همین راستا مناطق 22گانه نیز می‌بایست با جدیت این موضوع را پیگیری کنند.
وی از افزایش گرم خانه‌ها در پایتخت خبرداد و گفت: در حال حاضر 2 واحد گرمخانه در تهران وجود دارد که به دلیل وسعت جغرافیایی شهر و عدم دسترسی کامل افراد بی‌خانمان به این مراکز، احداث گرمخانه‌های کوچک و قابل دسترس در کلیه مناطق شهر در دستور کار قرار دارد. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

بيش از ۵۰درصد کارگران جنسي، زنان متاهل هستند

بى بى سى:براساس گزارشی که به تازگی سازمان بهزيستی در خصوص کارگران جنسی (روسپی) در ايران منتشر کرده است، بيش از «۵۰ درصد کارگران جنسی در اين تحقيق زنان متاهل و اغلب اين افراد از طبقه متوسط هستند.»
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، حبيب‌الله فريد، مدير امور آسيب ديدگان اجتماعی سازمان بهزيستي، زنان کارگر جنسی در ايران را به دو گروه تقسيم کرده و گفته که گروه نخست»صرفا به خاطر مسائل اقتصادی به اين چرخه وارد مي‌شوند و گروه دوم نيز افرادی هستند که ميزان درآمد متوسطی دارند و انگيزه آنها صرفا اقتصادی نيست.» ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

در صورت عدم تعادل در بازار کار؛ نرخ بیکاری زنان به ۴۰ درصد افزایش می‌یابد

نماینده کارفرمایان در شورای عالی اشتغال تغییر نگرش زنان به بازار کار را موجب افزایش نرخ بیکاری عنوان کرد و گفت: در صورت عدم تعادل در روند عرضه و تقاضای اشتغال، نرخ بیکاری در بین زنان به بالای ۴۰ درصد افزایش می‌یابد.
محمد عطاردیان در گفتگو با ایلنا با رد اظهارات مرکز آمار ایران در خصوص نرخ بیکاری ۱۱٫۱ درصد در ایام تابستان تصریح کرد: برآوردهای مرکز آمار ایران در خصوص اعلام نرخ بیکاری صحیح نیست. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

بيکاری زنان فارغ التحصيل دانشگاه دو برابر مردان فارغ التحصيل دانشگاه

يک فعال کارگری گفت: طبق تعاريف بين المللی هر فرد بايد روزانه 8 ساعت به کار اشتغال داشته باشد تا بتوان وی را شاغل کامل محسوب کرد، اما اين که فردی بتواند با 2 ساعت کار در هفته معيشت خود را تامين کند، قابل قبول نيست.
حميد حاج اسماعيلی در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا با اشاره به نوسانات محسوس نرخ بيكارى در فصول مختلف سال تصريح کرد: به صورت كلى در فصول مختلف سال، نرخ بيكارى دستخوش تغييراتى مى شود. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

کارگران زن با 12 ساعت کار روزانه و 180 هزار تومان دستمزد ماهيانه

دبير اجرايی خانه کارگر نيشابور در گفتگو با خبرنگار پايگاه خبری اعتدال ، از استثمار کارگران به ويژه کارگران زن در کارخانجات اين شهرستان خبر داد و گفت: امروزه کارگران در برخی از کارخانجات نيشابور در مقابل 12 ساعت کار، تنها 180 هزار تومان دستمزد ميگيرند و از بسياری مزايای قانونی محروم هستند که اين مصداق بارز استثمار است.
محمد عمارلو با انتقاد از بي‌توجهی دستگاههای ناظر گفت: متأسفانه امروزه در برخی کارخانجات کشور حقوق کارگران تضييع مي‌شود و هيچ دستگاه نظارتی در برابر اين قانون شکنی های کارفرمايان اقدام خاصی به عمل نمي‌آورد . ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

مشاغل خطرناک برای خانمها اعلام شد: فروشندگی، منشی گری و ویزیتوری

مسئولان پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه می گویند برخی از مشاغل برای خانمها، دارای آسیبهای بیشتری هستند و باید به فکر چاره بود
مقامات قضایی می گویند زنان فروشنده، منشی و ویزیتور بیشتر در معرض آسیب هستند. به گفته معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری خراسان رضوی، در خصوص هویت و گزینش بعضی از فروشندگان خانم آنچنان تحقیقی انجام نمی‌گیرد و زمینه برای آسیبشان فراهم می‌شود. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

روز پرستار و وعده های در انتظار

محمود احمدی نژاد در روز پرستار سال گذشته و به دنبال طرح موضوع کاهش ساعت کار پرستاران تا زمان استخدام 23 هزار پرستار جدید، دستور که از ابتدای فروردین 89 مابه التفاوت ساعت کار پرستاران به آنها پرداخت شود. اما این اتفاق نیفتاد. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

زنان شاغل ایرانی، کجا ایستاده­اند؟

والنتین م. مقدم
ترجمه: نریمان رحیمی

انقلاب ایران و پیامدهای آن موجب برانگیخته شدن بحث­های فراوانی شده است. یکی از بحث­ها مربوط به اثرات این انقلاب بر روی مشارکت نیروی کار زنان و الگوهای اشتغال می­شود. بیش­تر از بیست سال دانش­گاهیان ایرانی تبار از به حاشیه رانده شدن زنان پس از انقلاب سخن گفته­اند و بر روی اثرات ایدئولوژی مذهبی و یا سیاست اقتصادی تاکید ورزیده­اند. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

آزادی طبقه کارگر بدون آزادی زنان معنا ندارد

گفتگو با هاله صفرزاده – شنبه ۵ مارس ٢٠١١ – ١۴ اسفند ١٣٨٩
تهیه و تنظیم: آیدا ابروفراخ و کاوه مظفری
متشر شده در سایت «تا قانون خانواده برابر»

http://fairfamilylaw.info/spip.php?article2361

تاقانون خانواده برابر:
اشتغال و استقلال اقتصادی در زندگی زنان و بخصوص در كسب برابری جنسیتی در جامعه جایگاه ویژه ای دارد. اما علی رغم این اهمیت، به نظر می آید به اندازه ی لازم به آن پرداخته نشده و یا فقط از دیدگاه های خاص پرداخته شده است. به همین منظور مصاحبه ای داشتیم با هاله صفرزاده، روزنامه نگاری كه در زمینه مسایل كارگری كار می كند.

استقلال اقتصادی چه جایگاهی در زندگی زنان دارد و بر زندگی آنها چه تا ثیری می گذارد؟ آیا استقلال اقتصادی فقط برابر است با اشتغال؟ ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

برگزاری مراسم 8 مارس

8 مارس ، ( 17 اسفند ) روز اتحاد و همبستگی بین المللی زنان ِ سراسر جهان ، برای مبارزه در راه آزادی ، برابری ، صلح و دمکراسی است . این روز در واقع روز مبارزه علیه نابرابری و استثمار ، شکنجه و زندان ، اعدام و سنگسار ، جنگ و نابودی محیط زیست و انواع ستمگری و بی حقوقی تحمیل شده از جانب سرمایه ، به زن و مرد کارگر و تحت ستم است . 8 مارس روز بیداری زنان و روز کیفر خواست نیمی از انسان های ستمدیده و استثمار شده جهان ، علیه ستم و بهره کشی سرمایه بوده است . ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

برگزاری مراسم 8 مارس در شهرستان مهاباد

روز جمعه 13 اسفند ماه 1389 جمعی از فعالین جنبش زنان و جنبش کارگری و اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری در شهر مهاباد در گرامیداشت روز زن، مراسمی را برگزار کردند. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

گام به گام به سوی خانه نشین کردن زنان شاغل

مریم مجتهد زاده، رييس مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوری، اعلام داشت که باید ساز و کار حضور زنان به نحوی طراحی شود که ساعات حضور زنان در محيط های کاری فرسايش کننده نبوده و با مسئوليت مادری و همسری ايشان در تعارض نباشد. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در زنان کارگر. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

گزارشی از وضعیت زنان کارگر / ناصر آغاجري

زمانی که مساله حقوق زن ، حقوق اجتماعی و یا دستمزد او مورد بررسی قرار می گیرد، بدون استثنا واژه‌ی پدرسالاری، مرد سالاری و یا بسیارعینی و واقعی تر(ولی چندش آور) نرسالاری در ذهن انسان زنده می‌شود؛ ولی واژه تنها شکلی از یک پدیده‌ی پنهان ضد بشری است، ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

گزارشی از وضعیت زنان کارگر

زمانی که مساله حقوق زن ، حقوق اجتماعی و یا دستمزد او مورد بررسی قرار می گیرد، بدون استثنا واژه‌ی پدرسالاری، مرد سالاری و یا بسیارعینی و واقعی تر(ولی چندش آور) نرسالاری در ذهن انسان زنده می‌شود؛ ولی واژه تنها شکلی از یک پدیده‌ی پنهان ضد بشری است، ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

زنان کارگر از تبعیض های پنهان در عذابند

عليرضا محجوب، دبير كل خانه كارگر گفت: امروز زنان كارگر در محيط هاي كار از وجود تبعيض هاي مخفي رنج ميبرند.

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

من یک کارگر زنم؛ جرم این است

تارا بنياد: چه فکر می‌کنیم همیشه درباره زنان کارگر، زنانی که دست‌هاشان پینه بسته و اشک چشم‌هاشان خشک شده، اما با غرور سر را بالا نگه می‌دارند و نان بازوی خودشان را می‌خورند.
ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

پلیس ترکیه زنان اعتصاب کننده «ته کل» را به طور منظم مورد ضرب و شتم قرار می دهد

مصاحبه با «استفان هاینس» درباره اعتصاب کارگران «ته کل» ترکیه
مترجم: آزاده ارفع

از پانزدهم دسامبر سال گذشته کارگران «شرکت دخانیات ته کل» مبارزه سرسختانه ای را علیه اخراج های شدید کارفرمایان جدید انگلیسی- آمریکائی خود آغاز کرده اند . این مبارزه در سطح ترکیه به یک چالش بزرگ کارگری با دولت حاکم مبدل شده است. زنان کارگر در راس «ته کل» در راس تظاهرات واقدامات اعتراضی روزانه قرار داشته و به طور وحشیانه ای توسط پلیس ترکیه مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. ترجمه مصاحبه ای که در اختیار علاقمندان قرار می گیرد مصاحبه با یکی از اعضای یک هئیت نمایندگی اتحادیه های آلمان است که برای ابراز همبستگی با این مبارزات به ترکیه سفر کرده بود ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

اولين اتوبوسران زن از کار اخراج شد

آزانس ایران خبر: خانم شيرى اولين بانوى راننده در بخش خصوصى شركت واحد كه به دعوت آقاى حسين بيژنى مديرعامل شركت واحد در سال 1386 به استخدام اين شركت در آمده بود از كار اخراج شد.
ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

زنان زحمتکش چگونه کار می‌کنند؟ چگونه زندگی می‌کنند؟سارا صدیق

وبلاگ کارگری راه کارگر: مصاحبه ای را که در زیر می خوانید بیانگر تنها و تنها بخش کوچکی از مشکلات و ناهنجاری های جامعه ماست . آسیب های اجتماعی ، اقتصادی و فلاکتی که در پی 31 سال حاکمیت جمهوری اسلامی ، و بسیار گسترده تر از دوران خاندان پهلوی ، بر هستی مردم چنگ انداخته است .

……»- نمی خواهی او را شوهر بدهی؟

- اتفاقا خواستگار دارد. اما می‌گوید می‌خواهد درس بخواند. بهش می‌گویم بیا شوهر کن. من نمی‌توانم خرج دانشگاهت را بدهم. اما وقتی می‌آید و خودش را برایم لوس می‌کند و می‌خواند:

«من که دختر کوچولوتم، من که بوست می‌کنم، من که همدمتم، من که نازت می‌کنم … نمی‌خوای بزاری درس بخونم؟» دلم طاقت نمی‌آورد. با خودم می‌گویم هر جور شده باید خرج تحصیلش را بدهم. حرف حق هم می‌زند. می‌گوید:» اگه شوهر کنم، مگه نمی‌خواهی بهم جهیزیه بدهی؟ پول جهیزیه را بده خرج دانشگاهم.»
اما به خدا دیگه نمی‌تونم. برای اینکه قسط‌ها را بدهم از اینجا می‌رم خونه‌ها هم کار می‌کنم.»……

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

زنان کارگر روزمزد، فراتر از استثمار

محمد غزنویان : «ستم مضاعف» اينگونه تعريف مي شود كه: يك زن كارگر علاوه بر آن كه مانند يك مرد كارگر توسط سرمايه دار استثمار مي شود، به واسطه «زن بودنش» نيز مورد ستم و استثمار قرار مي گيرد. البته در شرايط كنوني مي توان اين سطح از ستم و استثمار را به زنان معلم، پرستار، و يا بطور كلي زنان شاغل طبقه متوسط نيز تعميم داد. در باره مقوله پر اهميت ستم مضاعف زنان، مقالات و كتب قابل توجهي نگاشته شده است. همچنين گزارشهاي پر شماري از اين شكل آزمندانه و تهاجمی استثمار، در دست است. اين حجم گسترده از اسناد و مدارک اما باعث نمي شود تا سهل انگارانه از كنار مسئله ای چنین پر اهمیت بگذريم.
ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

مخالفت پرستاران با آیین نامه تبعیض آمیز بیمارستانهای هیئت امنایی

دبیرکل خانه پرستار با انتقاد از ابلاغ آیین نامه غیرکارشناسی و تبعیض آمیز هیئت امنایی کردن بیمارستانهای دولتی گفت: جامعه پرستاری به شدت این موضوع را دنبال و اجازه نابود کردن نظام پرستاری را نخواهد داد.
محمد شریفی مقدم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: اکثر بیمارستانهای دولتی زیر بار این آیین نامه نرفتند چون اجرای آن باعث افت کیفیت خدمات پرستاری و نارضایتی بیماران و پرسنل بیمارستانها خواهد شد و تنها پزشکان موافق اجرای آن هستند.

آیین نامه اجرایی هیئت امنایی شدن 50 بیمارستان دولتی در تاریخ 18/5/1388 به پیشنهاد وزارتخانه های بهداشت، رفاه و معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری و به استناد بند 24 ماده واحده قانون بودجه سال 1388 کل کشور ابلاغ شده است.

دبیرکل خانه پرستار گفت: متاسفانه مسئولین دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، این طرح غیرکارشناسی و تبعیض آمیز را به بیمارستان مدرس و اشرفی اصفهانی ابلاغ کرده اند که این موضوع باعث اعتراض و ملتهب شدن بیمارستان مدرس شده است.

شریفی مقدم به تشریح نحوه تهیه طرح «بازطراحی ساختار سازمانی بیمارستانهای هیئت امنایی» پرداخت و افزود: این طرح طی قراردادی توسط وزارت بهداشت با فردی به نام » نوری» منعقد شده که این شخص مدعی است طرح را بر اساس تجربه های موفق 20 کشور دنیا و همچنین 18 بیمارستان هیئت امنایی کشور تهیه کرده است.

بر اساس این مصوبه، در ترکیب 9 نفره هیئت امنای این بیمارستانها حداقل 4 نفر باید الزاما از پزشکان اعضای هیئت علمی دانشگاه باشند و دو نفر دیگر نیز می توانند پزشک باشند.

دبیرکل خانه پرستار با غیرواقعی خواندن طرح تهیه شده برای بیمارستانهای هیئت امنایی گفت: در هیچ کجای دنیا ترکیب مدیریتی این بیمارستانها را تنها پزشکان تشکیل نمی دهند، در صورتی که در طرح تهیه شده برای 50 بیمارستان هیئت امنایی کشور، تمامی مدیریتها به پزشکان سپرده شده است.

شریفی مقدم با عنوان این مطلب که 90 درصد کارکنان بیمارستانها از گروههای غیرپزشکی هستند، افزود: عدم توجه به حضور افراد غیر پزشک در بدنه مدیریتی بیمارستانها، یعنی اینکه این افراد توانایی مدیریت و اداره بخشهای مربوط به خود را ندارند و این توهین به فهم عمومی گروههای غیرپزشکی در بیمارستانها است.

با هیئت امنایی شدن 50 بیمارستان دانشگاههای علوم پزشکی کشور، حدود 12هزار تخت بیمارستانی به صورت هیئت امنایی اداره خواهد شد.

شریفی مقدم با اشاره به پنج کتاب تهیه شده در خصوص بازطراحی ساختار سازمانی بیمارستانهای هیئت امنایی گفت: در مقدمه این کتابها از افراد صاحب نظر در حوزه پرستاری نام برده که از آنان نظرخواهی و مشاوره گرفته اند اما این نظرات یا اعمال نشده و یا برعکس عمل شده است که این موضوع جای اعتراض و حتی پیگیری حقوقی دارد.

دبیرکل خانه پرستار افزود: متاسفانه جریان پزشک سالارانه حاکم بر وزارت بهداشت انتظار دارد که 90 درصد کادر بیمارستانی تمام تلاش خود را به کار بندد تا منافع 10 درصد دیگر (پزشکان) که کمترین حضور در بیمارستان را دارند و فقط به فکر مطب خودشان هستند، تامین شود.
منبع: خبرگزاری هرانا – حقوق اصناف

پرستاران

نوشته ناصر آغاجری : من یک زنم، یک مادر، یک پرستار. فروشنده ی نیروی کار ، کار فکری و فیزیکی. ساعات روز را با درد و دارو و بیمار، با رنج‌ها و ناله‌ها، با چرک و عفونت، با میکروب‌های کشنده ای که هنوز راه درمانی ندارند، در چالشم. با اعصابی فرسوده پس از ده ساعت کار(با زمان رفت و آمدو ترافیک) از درب بیمارستان بیرون می‌آیم. هوای آلوده ی تهران با بوهای سنگین و پر دوده به استقبالم می آید. با شتاب وافکاری پراکنده به سوی ایستگاه اتوبوس می روم در حالی که فکر کودک دو ساله‌ام قلبم را می فشارد. حالا دارد چه کار می‌کند؟ بازی می‌کند یا خوابیده، شاید گریه می‌کند. غذا چی؟ خورده؟ مادربزرگ مجبور است هم از رکسانای من و هم از کودک دخترش که اوهم کارمند است، نگهداری کند. مهد کودکی کوچک و پر از مهر است، هر چند پوست از سر مادربزرگ کنده است. نیروهای درونی مادری مرا به سوی اتوبوسی کشاند که به خانه می رفت. ولی نه، باید یک ساعت دیگر در بیمارستان … برای شیفت دوم کار باشم. شاید تعجب کنید که یک مادر به جای رسیدگی به فرزندش راهی کار دوم می شود.
حقوق یک کارشناس پرستاری درحدی نیست که با آن بتواند حتا یک آپارتمان کوچک یا یک سوییت را اجاره کرد. با توجه به تورم روزافزون چگونه امکان دارد با یک شیفت کار، زندگی کرد؟ من در این بیمارستان دراتاق عمل کار می کنم. پایه‌ی حقوقم برای 8 ساعت کار بدون در نظر گرفتن رفت و آمد 330 هزار تومان است. بابت کاری که من و امثال من به دفعات و طی روز انجام می‌دهیم، روزانه میلیون‌ها تومان به حساب بانکی دکترهایی واریز می‌شود که دیگر پزشک نیستند، بلکه مشتی دلال دانشگاه دیده‌اند که گزیده‌تر می برند.
درصورت گرفتگی عروق یک فرد، بستگی به محل گرفتگی رگ بیماران برای فرستادن یک بالن به محل گرفتگی، کار مزدی معادل ده میلیون تومان از بیمار دریافت می‌کنند و روزانه بین ده الی 15 بالن زده می‌شود. ولی سهم پرستاران از این گرانی درمان، انجام یک کار تکنیکی-علمی و یک حداقل حقوق است بدون حق مسکن وسرویس رفت وآمد…. این یک نمونه از نرخ‌های نجومی است که قدرت پرداخت آن را تنها میلیاردرهای نوکیسه دارند، چرا چون ما درشرایطی زندگی می کنیم که اصل 44 قانون اساسی را تحریف و وارونه می کنند تا منافع طبقاتی و ارتجاعی‌ترین مناسبات سرمایه داری، یعنی سرمایه‌داری تجاری یا همان واسطه‌گری و دلالی تامین گردد.
آری قوانین باید به گونه‌ای تغییر و تحریف و مسخ شوند تا بنا به میل دلال‌های بازار معنا و تفسیر شود تا همه‌ی درآمدها و منابع مملکت که به ما ونسل‌های آینده تعلق دارد، در کیسه ی گشاد سودطلبان ریخته شود . از این رو اکثر و شاید همه‌ی بیمارستان‌های دولتی هم ، استخدام پرستاران را به صورت «شرکتی»( اصطلاح استخدام موقت و بدون پرداخت حقوق واقعی این زحمت‌کشان، توسط شرکت‌های پیمان‌کاری) به انجام می‌رسانند. کار پرستاران باید جز کارهای بسیار خطرناک محسوب شود. در صنایع بعضی از شغل‌ها جزء کارهای خطرناک شناخته شده اند، زیرا یک خطا یا کم توجهی به قیمت جان یا از کار افتادگی کارگر منجر می شود. در حالی که احتمال خطر در کار پرستاری به گونه‌ای است که پرستار و خانواده اش را هدف قرار می دهد. اگر پرستار در اثر خستگی دچار یک بریدگی ناچیز شود، ممکن است به قیمت جان پرستار و خانواده اش تمام شود .
دود انبوهی که از اگزوز اتوبوس خارج می شود نفسم را بند می آورد و رشته ی افکار رنج بارم را از هم می‌گسست. اتوبوس آمد ولی حتا برای سرپا ایستادن هم جایی نبود. اما من وقت زیادی نداشتم و می بایست به موقع به شیفت بیمارستان بعدی برسم. درحالی‌که نیاز شدیدی به خواب داشتم و خستگی اندامم را کمانی کرده بود، با یک دست به دستگیره سقف اتوبوس آویزان شده بودم. بوی نفس‌ها، هوای آلوده و پردود تهران همراه با تکان‌ها و ترمزهای اتوبوس و خستگی مرا دچار حالت تهوع کرده و روده هایم تحت فشار قرار گرفته بود. خانمی که روبروی من ایستاده بود با نگرانی گفت، خانم رنگ پریده حامله‌ای؟ چی شده؟ نمی‌توانستم پاسخی بدهم. می‌ترسیدم با باز کردن دهان اتوبوس را به گند بکشم. او متوجه حال بحرانی من شد از خانم های دیگر خواهش کرد تا به من جایی برای نشستن بدهند. دختر جوانی با عجله از جای برخاست و ازمن خواست بنشینم… با هر بدبختی بود به بیمارستان رسیدم.
در این بیمارستان من در بخش سی سی یو کار می‌کنم. آن شب یک بیمار با حالی بحرانی داشتیم. مواظبت‌ها و تلاش پزشکان و پرستاران نتوانست بیمار را نجات دهد. نیمه‌های شب قلب بیمار توانش را از دست داد و برای همیشه از تپیدن باز ایستاد. شُک‌های الکتریکی هم نتوانست قلب خسته را به زندگی باز گرداند. دکتر و پزشکیاران و پرستاران خسته وافسرده بیمار را ترک کردند و من می‌باید مرده را برای بردن به سردخانه آماده می‌کردم. ساعت سه شب بود. وسایل را از بیمار جدا کردم و رویش را انداختم. خستگی مفرط و خواب نیرویی در من باقی نگذاشته بود. اتاق و تخت و مرده دور سرم می‌چرخیدند. با زحمت یک صندلی را جلوی کشیدم و سرم را روی تخت مرده گذاشتم. دیگر نفهیمدم چه شد. کسی شانه‌هایم را تکان می‌داد و می‌گفت:»دختر روی مرده خوابیده‌ای پاشو. زودتر او را به سردخانه ببر، وگرنه بو می‌گیرد. شهلا بود. دوست ،همکار و هم دانشکده‌ایم. مگر درخانه ات نمی‌خوابی؟
هنوز کاملا هوشیار نشده بودم و نمی‌دانستم چه بگویم. پس از کمی سکوت عذرخواهی کرد. شهلا با محبت و دلسوز است و مجرد.
- شهلا جان پس از 24 ساعت کار بیمارستانی با این استرس‌هایی که مختص کار ماست وقتی به خانه می‌روی هم می‌بینی کلی کار و مسولیت روی دستت مانده که باید انجام شود. بچه را باید تر و خشک کنی. باید برایش وقت بگذاری. آدم معمولا غذا هم باید بخورد. مگر نه؟ با این درآمد و با این همه گرانی، بیرون هم نمی‌شود یک غذای درست و حسابی خورد. پس غذاهم باید پخت. درسته؟ تازه برای یک کودک دو ساله باید غذای مخصوص تدارک دید و بقیه‌ی کارهای خانه هم که روی هم انباشته شده است. فکرش آدم را دچار اضطراب می کند حتا گاهی آدم آنقدر خسته است که حال ندارد پایش را هم بشوید و ترجیح می دهد با بوی ناخوش استراحت کند.
- بابا من که معذرت خواستم.
در حالی که با هم جسد را به سوی سردخانه می بردیم دوباره شروع کردم:
- آخ از این همه کار! دارم می‌میرم. جرم من این است که یک زنم. یک مادر، که در روزگاری زندگی می کند که دلال‌های سودپرست و مردسالار بی توجه به حقوق زنان همه کاره‌اند. در ساختاری که انسان را نمی‌فهمد و برای هر فرد تنها ارزشی معادل حداقل حقوقش قایل است. بعد از سال‌ها درس و کنکور و کاری پرمشقت حقوقی که می‌گیریم کفاف زندگی بخور ونمیر را هم نمی‌دهد.
شهلا ساکت و متفکر تخت را هل می‌داد.
- آخر یک چیزی بگو!
او با خستگی گفت:
- عزیز من! دیگر بهتر است از منبر پایین بیایی. بس است. در ضمن تو دیگر نه دانشجویی و نه اینجا دانشگاه است. فکر آن دختر قشنگت باش.
- حتما تا گربه شاخم نزنه؟
- هر چی دلت می‌خواهد فکر کن.
شهلا فرزند بزرگ خانواده است . او هم مثل من در دو بیمارستان کار می کند و نان‌آور خانواده‌ای بزرگ با چندین خواهر و برادر است. پدرش سال‌هاست خانواده را تنها گذاشته و در دل خاک آرام گرفته و مرده ریگ پدر تنها خانواده‌ای پرجمعیت از دو همسر است که سرپرستش شهلاست. چون اوست که بر خلاف برادر(مردسالار خانواده) احساس مسوولیت می‌کند. از این رو نمی‌تواند به فکر خود باشد یا به فکر ازدواج و… عشق خواهر ها برادرهایی که یکی پس از دیگری سر از دانشگاه آزاد در می آورند، جایی برای فکر کردن به خودش را باقی نگذاشته است. وقتی به این مسایل می‌اندیشم و ارزش و جایگاه‌مان را در این سیستم جست و‌جو می کنم، می‌بینم ما همه تنها کالایی حقیر هستیم در بازار کار که واسطه‌های دانشگاه دیده شیره‌ی جان‌مان را دست به دست می کنند تا با آن میلیاردر شوند.
دکتر کشیک که متوجه تاخیر من شده بود وبه سویم آمد و با پرسش‌هایش اعصاب فرسوده‌ی مرا به چالش گرفت:
- چرا کارهایت را درست انجام نمی‌دهی؟
و با قاطعیتی که برآیند تصویب بند»ز» مجمع مصلحت نظام است( اخراج نیروی کار توسط کارفرمایان بدون هیچ عوارض قانونی به بهانه‌ی بحران اقتصادی) گفت:
- اینجا بخش خصوصی است. اگر نمی‌توانی کار کنی برو تسویه حساب .
گویی همه‌ی خون بدنم به سرم هجوم آورده‌ بود. نیاز به کار را از یاد برده بودم و همه‌ی فریادهای فروخورده‌ام را بر سر او خالی کردم:
- تو کی هستی؟ ( با تحقیر) یک سهام دار؟ اگر امثال من کار نکنند ، این بیمارستان‌ها هرگز نمی‌توانند این درآمدهای میلیاردی را داشته باشند. در دو بخش اینجا روزی 70 آنژیوگرافی صورت می‌گیرد با کارمزدی معادل 800 تا یک میلیون و سیصد هزار تومان برای هر آنژیو که ما پرستاران اکثر کارهایش را انجام می‌دهیم. آن وقت من بروم تسویه حساب؟ با این چندرغاز حقوق که برابر با حقوق دربان بیمارستان است من بروم تسویه حساب؟ برای یک بالن زدن تا 12 میلیون تومان کارمزد دریافت می شود که بیشتر کارهایش را ما انجام می‌دهیم، آن وقت مرا از اخراج می‌ترسانی؟ کدام سیستم ارتجاعی به تو این قدرت را داده ؟…
شهلا به سرعت مرا به کناری کشاند و با بوسیدنم مرا وادار به سکوت کرد. آهسته در گوشم زمزمه کرد:
- درسته که کارت خیلی خوبه و همه جا استخدامت می‌کنند، ولی تو که نمی‌خواهی از پیش من بروی؟
دکتر با خستگی و عصبانیت محل مشاجره را ترک کرد. او خوب می‌دانست که دو شیفت کار در دو بیمارستان آن هم با بچه‌داری ، این گونه بحران‌های روحی را به دنبال دارد. ولی نمی‌توانست به خود بقبولاند که کوتاه بیاید. شهلا ادامه داد:
- ببین عاقل باش. کار پیدا کردن روز به روز سخت‌تر می شود. قراردادها در اینجا برای ما که کارشناس هستیم چند ماهه است، برای دیپلمه ها و نظافت‌چی‌ها سفید سفید است…
من مثل دیوانه ها به یک نقطه خیره شده بودم . حرف های شهلا قلب مرا به درد آورده بود. او واقعیت را می‌گفت. شهلا شانه‌های مرا در دستانش گرفته و تکان می‌داد:
- هی دختر چی شده؟ آرام شدی؟ دارد صبح می شود. برو دست و رویت را آبی بزن تا سرحال بیایی. رکسانا منتظر مامان خسته و عصبانی است.
با شنیدن نام دخترم موجی از عشق و محبت سراپای وجودم را دربر گرفت.
- شهلا باید حال این دکتر بعد از این را می‌گرفتم.
آرام کلید را چرخاند . می‌خواست در را بی صدا باز کند ولی یک تقه کوچک را نمی‌شود خفه کرد. حسن صبح زود به اداره رفته بود و دخترک تنها در اتاق خواب غرق خواب بود. ولی او وابستگی شدیدی به مامان دارد لذا با همان تقه از خواب پرید. نیروهای درونیش نوید آمدن مامان را داده بود. در حالی که چشمانش را می مالید تلو تلو خوران به سوی در آمد :
- مامان ! مامان! …
مادر و کودک در آغوش هم فرو رفتند. کودک دو دستش را دور گردن مادر حلقه کرده بود و با همه‌ی وجود مادر را به خود می‌فشرد. اشک از چشمان مادر روی شانه‌های دخترک می ریخت.
مدت‌هاست بیمارستان‌های دولتی هم استخدام رسمی پرستاران را کنار گذاشته اند و با قراردادهای کوتاه مدت به استخدام موقت آنان اقدام می‌کنند و بدین شیوه با شدت بیشتر و کمیت زیادتری از پرستاران کار می‌کشند. مثلا در کرمانشاه خصوصی در خصوصی شده، بیمارستان ها حتا به صورت موقت هم مستقیما کسی را استخدام نمی کنند. دلال ها واسطه ی استخدام بین نیروی کار و بیمارستان شده اند. از این رودرصدی از آن حداقل حقوق به جیب مشتی انگل و واسطه سرازیر می شود. علاوه بر درصدی که دلال ها صاحب می شوند عیدی و پاداش پرستارها به وسیله ی پیمانکاران پرداخت نمی شود و اگر پرستاری عیدی مطالبه کند طبق بند»ز» دیگر نمی‌تواند کار گیر بیاورد چون پیمانکاران او را وارد لیست سیاه می‌کنند.
واقعیت موجود بیان‌گر این قانون نانوشته است که یک پرستار کار چند پرستار را انجام می‌دهد. این بی‌قانونی‌ها و مصوبات ارتجاعی که تنها حقوق سرمایه‌داران را تامین می‌کند (معاف شدن کارگاه های زیر ده نفر از قانون کار و بند»ز») دستاورد همبستگی اقتصادی با بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول است . از آن دوره‌ی ریاست جمهوری که اقتصاد ایران به پابوس اقتصاد امپریالیستی صندوق بین المللی پول رفت و با دریافت وام موظف به اجرای بدون چون و چرای سیاست های مالی غرب( نولیبرالیستی) گردید روند پایمال شدن حقوق زحمت‌کشان سریع‌تر شد. با تعدیل ساختاری ِ(اجرایی شدن اقتصاد امریکایی) سردار سازندگی پروسه‌ی حذف سوبسیدها بدون هماهنگی حداقل حقوق، با روند تورم و گرانی به جریان افتاد و همه‌ی مزایا و امتیازات پرستاران به نفع چند دکتر در بخش خصوص بلعیده شد و حمایت از زحمتکشان و مستضعفان به رویایی دست نیافتنی تبدیل شد. سرمایه گذاران پیشانی داغ کرده با استثمار نیروی کار میلیاردر می‌شوند و نیروی کار تحصیل کرده روز به روز فقیرتر.
نمونه های از نرخ های نجومی که طبقه کارگر و زحمتکش قادر به پرداخت آن نیستند: نرخ آنژیو در اصفهان 600 هزار تومان و در تهران حداقل 800 هزار تومان بود که در سال 87 تا سقف یک میلیون و سیصد هزار تومان بالا رفت. معلوم نیست با کدامین منطق و معیار این اختلاف قیمت بوجود آمده است.ابزار کار هر دو بیمارستان یکی است. نیروی کار هم که پرستاران هستند با حقوق آنچنانی! . لوکسی ظاهری بیمارستان هم در درمان بیمار هیچ تاثیری ندارد پس اختلاف نرخ بابت چیست؟ ICD) ) قلبی بیماران در این بیمارستان ها با حداقل 12 تا 13 میلیون تومان که در سال 87 تا سقف 23 میلیون صورت گرفته است. با این گرانی درمان تصور کنید حال آن کارگرانی که در کارگاه های زیر ده نفر کار می کنند و از پوشش قانون کار خارج شده اند؟ این زحمتکشان اگر حقوق همه ی عمرشان را هم جمع کنند قادر به پرداخت این کارمزدها نیستند. در صورت داشتن چنین بیماری‌هایی چاره آنان چه خواهد بود؟ هرچند در تبلیغاتی گسترده نوید همه گیر شدن بیمه خدمات درمانی را برای همه ی مردم سر داده شده است. ولی چطور و با کدامین درون مایه؟ خیلی ساده . طبق برنامه پیشنهادی بانک جهانی این کارگران باید با هزینه شخصی خود بیمه شوند. با توجه به حداقل حقوق که هیچ هماهنگی منطقی با هزینه‌های تصاعدی یک خانواده ندارد، یک کارگر چگونه می تواند 27% از حقوقش را بابت بیمه پرداخت نماید؟
این مردم آن‌چنان در گرفتاری‌های رنگ وارنگ وغم نان زندگی مسخ شده‌اند که نه باور دارند و نه حتا به فکرشان می‌رسد که منابع و ثروت های کشور و ذخایر بیت‌المال به آنها تعلق دارد. در حالی که آنها، آری آنها حق دارند و وظیفه دارند بر چگونگی هزینه کردنش نظارت و دخالت داشته باشند. در حالی که عملا حتا در تعیین حداقل حقوقشان هم هیچ نقشی ندارند. … در بیمارستان‌های تامین اجتماعی که به کارگران تعلق دارد و با پول آنان ساخته شده است ، وقتی عمل جراحی پیش می‌آید، کارگر بیمه شده و بیمار به جای معالجه‌ی مجانی باید به دکتر جراح مبلغ کلانی که خارج از توان اوست به صورت زیرمیزی پرداخت نماید تا عمل را دکتر متخصص انجام دهد. برخی از آقایان پزشکان سوگند معروف و تاریخی را که برایشان مسولیت و اعتباری جهانی ایجاد کرده و به خاطر پول بیشتر به سطل زباله ریخته اند و چون دلالان میدان بارفروشان حق العمل‌های میلیونی مطالبه می کنند، در حالی که عمل هم توسط دانشجویان صورت می‌گیرد.
کار پرستاری همراه با فشار روحی بالا و استرس‌های بی‌شمار است. زمانی که خطر ابتلا به بیماری‌های لاعلاج و مسری و عفونی را در نظر می‌گیرم که می‌تواند جان پرستاران و خانواده هایشان را با خطر جدی مواجه کند، می‌بینیم که این شغل کاری است با درصد بالای خطر و سختی، با خستگی عصبی زیاد . از این رو باید حقوق آنان هماهنگی ویژه با مخاطرات این کار داشته باشد. از نظر درآمد دارای آن کمیتی باشد که بتواند مسکن نیروی کار را تامین کند و برایش اوقات فراغتی را که بتواند فشارهای روحی بیمارستان را تخلیه کند و حداقل زمانی را هم برای خانواده‌اش باقی بگذارد. درآمد نباید آنقدر ناچیز باشد که پرستار مجبور شود دو شیفت کار کند. این چنین شیوه‌ی کاری سلامت نیروی کار را به صورت جدی به خطر می‌اندازد.
اما سیستم سودمحور تنها امتیاز و حقی که برای این نیروی کار قائل است، عرضه کارش در بازاری است بدون قانون یا با قوانینی بدون ضمانت اجرایی تا اورا به صورت مضاعف استثمار کند. دلیل به اصطلاح اقتصادی این سیستم ضد بشری»تشویق – سرمایه داران به سرمایه گذاری است» ولی به چه قیمت؟ به قیمت ندیده گرفتن کلیه ی حقوقی که حتی قانون اساسی هم آنرا مجبور شده به رسمیت بشناسد. به قیمت ندیده گرفتن حق مسکن، حق خدمات بهداشتی، حق اوقات فراغت، حق آموزش رایگان و…
سیستم‌هایی که سیاست‌های اقتصادی ویرانگر صندوق بین‌المللی پول را به خاطر عضویت در تجارت جهانی و یا به دلیل بدهکاری به نهادهای امپریالیستی دنبال می‌کنند برای مردم هیچ حقی قایل نیستند و ماه‌ها حقوق و کارمزد کارگران را پرداخت نمی‌کنند و بدین گونه زندگی کارگران را با بحران های جدی مواجه می‌کنند و از سوی دیگر کارشناسان پرستاری را با حداقل حقوق و به صورت موقت استخدام می‌کنند و به عوارض وخیم اجتماعی این مناسبات ضد بشری نمی‌اندیشند.
تنها راه برون رفت از این نابهنجاری‌ها ایجاد تشکل‌های مستقل (سندیکا و اتحادیه های صنفی، شوراهای پرستاران در هماهنگی با تشکل‌های مستقل کارگری است. این تشکل‌ها یعنی قدرت جمعی و یک پارچه‌ی نیروی کار. یعنی قدرتی انسانی در مقابل قدرت پول کارفرما وقانون شکنی‌های او. قدرتی که می تواند با بستن قراردادهای جمعی منافع پرستاران را تاحدودی پاس بدارد. تشکل با قدرت جمعی‌اش جای قانون کاری را پر می‌کند که دیگر در سرزمین ما وجود خارجی ندارد و یا بهتر بگویم آنقدر با تبصره‌های نمایندگان مجلس و … سر و دم بریده شده که دیگر درون مایه ی خود را از دست داده است.

ویدئو کلیپ : بانوی سبزی فروش

زندگي و دغدغه هاي يك زن كه در يكي از بازارهاي شهر تهران به خورد كردن سبزي مشغول است، موضوع اين بار بخش «ويدئو – گزارش از زندگي روزمره زنان» منبع : سايت مدرسه فمينيستي.
این ویدئو را از اینجا ببنید

گزارشی از فعاليت دو زن در طولاني‌ترين تونل ايران

می‌گوید با هیچ مردی به‌طور مستقیم سر‌وکار ندارد. اما سریع حرفش را پس می‌گیرد و می‌‌گوید اگر همکاران‌مان را حساب کنید 10، 12 نفری می‌شوند. او می‌گوید بارها شده که مردی حرفم را گوش نکند
گرد و خاک، آرماتور، سیمان، سیم، صدای جمع‌آوری کارگاه، کارگرانی که روزگار واپسین کار را پشت سر می‌گذارند، کامیون‌هایی که خاک‌های آخر را یکی یکی از محیط خارج می‌کنند، قطعاتی که وارد می‌شوند و دیواره‌هایی که برای همیشه در دیوار جاودان خواهند ماند، همه آن چیزی است که امروز در بزرگ‌ترین پروژه تاریخ مدیریت شهری ایران قابل دیدن است. فضا آنچنان خشن است که تنها یکی، دو دقیقه بعد از ورود، سر درد می‌گیری. احساس امنیت می‌کنی اما مطمئنی که کارکردن در این فضا سخت‌تر از آن چیزی است که حتی فکرش را می‌کردی. تا جایی که چراغ‌های اصلی روشن شده، همه چیز طبیعی است. به قول مهندسی که همراه‌مان بود اینجا فقط کار است. کمی جلو می‌رویم، جایی که چراغ‌های نصب شده اصلی، هنوز روشن نیستند.

کارگران مشغول کارند. مهندس می‌گوید کار به زودي تمام می‌شود. کارگری عرق از صورت بر می‌چیند و دستی تکان می‌دهد: «پدر جان خسته نباشید.» دستی تکان می‌دهد و ما می‌رویم. آری. باید باور کنیم که روزهای آخر است. مهندس می‌گوید این روزها که دیگر کار در حال تمام شدن است بیشتر از پنج هزار نفر مشغول کارند. عدد خیلی بیشتر از آن چیزی است که فکر می‌کردم. این جماعت بعد از پایان کار چه می‌کنند؟ اینجا پنج هزار مرد در سه شیفت کار می‌کنند. بی امان. بی وقفه. حتی خیلی‌هاشان اینجا می‌خوابند. آنها اینجا زندگی می‌کنند. مردانی که اکنون بیش از دو سال است تهران نشینند و با مردان دیگر که معمولا از اعضای خانواده و بستگان‌شان هستند کار می‌کنند.

ردپاي زنانه
اینجا همه چیز مردانه است. گاه گداری اگر گروهی برای بازدید بیاید شاید یکی، دو زن وارد اینجا شوند اما تا اینجایی که ما دیدیم همه مرد هستند. اصلا کار مردانه است. مردان، تونل توحید را ساختند. کمی جلو می‌رویم جایی که یک نفر نزدیک به سقف تونل، کاری انجام می‌دهد. کارش سوال‌برانگیز است. از آنهایی که آن اطراف هستند پرس‌و‌جو می‌کنیم. آنها در حال نصب جت‌فن‌های تونل هستند. کمی به کارشان توجه می‌کنم. کار سختی است. باز هم مردانه. یکی، دو دقیقه که می‌گذرد چیز عجیبی می‌بینم. باور کردنی نیست. فکرش را هم نمی‌کردم. دو زن با لباس کار به ما نزدیک می‌شوند. آنها همه چیزشان برای حضور در تونل مهیاست. می‌ایستم تا نزدیک‌تر شوند. از کسی می‌پرسم آنها کیستند؟ یکی از افراد که گویا همکار آنهاست می‌گوید مهندس هستند دیگر. مگر زن مهندس نمی‌شود. تعجب می‌کنم. پرس و جوها به آنجا ختم می‌شود که این دو، تنها زنانی هستند که در تاریخ عملیات عمرانی اینجا، کار اجرایی کرده‌اند. آنها تنها زنان تونل توحید‌اند. مردانی که مرد نیستند.
از آنها می‌خواهم که كمي با هم گپ بزنيم. کمی مرددند. اما در نهایت راضی می‌شوند. به اتاق کارشان می‌رویم. اتاقی در کارگاه مدیریت پروژه. برایم جالب بود مصاحبه با تنها زنانی که پیش از ساخت تونل توحید در آن کار کردند.

مرداني كه مرد نيستند
یکی از آنها 23 ساله است. نامش سروناز ساربان است. مهندس صنایع،شاخه تحلیل سیستم‌ها. کارش برنامه‌ریزی و کنترل سیستم‌های تهویه و کنترل است. علاقه‌ای هم به اینکه کارشناسی ارشد بگیرد ندارد. می‌گوید ترجیحا همین کارشناسی کافی است. مدرکش را سال 86 از دانشگاه آزاد تهران جنوب گرفته و اصرار دارد که این تهران جنوب را بنویسم و هشت ترم است از دانشگاه خلاص شده. او از اینکه مهندس است خیلی خوشحال است. از بچگی دوست داشته که مهندس شود. زمان انتخاب رشته، اصلا شناختی از مهندسي صنایع نداشته اما از میان معماری، برق، کامپیوتر و صنایع، ترجیح داده که صنایع بخواند چرا که از برق خوشش نمی‌آمده. از کامپیوتر متنفر بوده. حوصله ریزه‌کاری‌های معماری را هم نداشته است.
دیگری، مژده مهاجرانی 28 ساله. مهندس الکترونیک. مدرک کارشناسی ارشدش را سال 86 از دانشگاه علم و صنعت گرفته است. از اینکه مهندس است احساس رضایت می‌کند. اساسا از عنوان مهندس خوشش می‌آید چرا که به اعتقاد او کار خلاقی است و احساس می‌کند که می‌تواند کار مفیدی انجام دهد. پدر و مادرش استاد دانشگاه هستند. در زمانی که مقدمات گفت و گو را با آنها فراهم می‌کردم مهاجرانی بارها به ساعتش نگاه کرد. انگار اصلا دوست ندارد که این مصاحبه شکل بگیرد. بارها خودکارش را برداشت و در کاغذی که روبه‌رویش بود چیزی نوشت و حتی روی دستش هم علامتی زد. فکر کردم کارش زیاد است و حوصله همصحبتی با من را ندارد. اما مجبور بود، بشنود. حتی در میانه مصاحبه بارها و بارها از من خواست تا حرف‌هایش را که نوشته بودم نشانش دهم تا مبادا… اما ساربان سراپا گوش بود. انگار دل پری داشت برای گفتن. هر دوی آنها بین ساعت هشت تا هشت و نیم صبح وارد تونل می‌شوند و دیرترین زمانی که از تونل خارج شده‌اند هشت و نیم بعد از ظهر است. هیچ کدام خودروی شخصی ندارند. ساربان که با تاکسی یا مترو می‌آید و مهاجرانی هم اوایل با تاکسی تلفنی اما حالا که چند وقتی از شروع کارش گذشته فهمیده که ممکن است تمام حقوقش را پول تاکسی تلفنی بدهد به همین دلیل همان تاکسی معمولی را ترجیح می‌دهد. هیچ کدامشان دوست ندارند که شرکت برایشان تاکسی تلفنی بگیرد. ساربان که کمی زرنگ‌تر به نظر می‌رسد می‌گوید منافع شرکت را در نظر می‌گیریم.

كار مردانه؛ بي‌دعواي زنانه
از آنها درباره خاطره اولین ورودشان به تونل می‌پرسم. ساربان می‌گوید که اولین بار است وارد تونل در حال ساخت می‌شود. اوایل که وارد کارگاه شده بود روزانه یکی، دو باری وارد تونل می‌شد اما الان یکی، دو روز یکبار به تونل می‌رود.
او می‌گوید اولين‌بار شش‌ماه پیش برای تست روشنایی وارد تونل شده است. از دیدن تونل در حال ساخت خیلی خوشحال شده و دلیلش هم این است که تا آن موقع وارد چنین محیطی نشده بود.

محیطی به‌زعم او خشن، مردانه و کارگاهی. اما مهاجرانی که هنوز علاقه‌ای به صحبت کردن ندارد به یاد نمی‌آورد که اولین بار چه زمانی وارد تونل شده است. از آنها درباره ارتباط کاری‌شان با مردها می‌پرسم و اینکه روزانه با چند نفر سر و کار دارند و آیا تابه‌حال با آنها دعوا کرده‌اند یا نه. ساربان می‌گوید با هیچ مردی به‌طور مستقیم سر‌وکار ندارد. اما سریع حرفش را پس می‌گیرد و می‌‌گوید اگر همکاران‌مان را حساب کنید 10، 12 نفری می‌شوند. او می‌گوید بارها شده که مردی حرفم را گوش نکند اما اصرار دارد که بنویسم تا حالا با هیچ مردی دعوا نکرده است.

می‌گوید فقط یکبار با یک نفر دعوا کرده که آن هم دیگر از کارگاه رفته است. در مورد دلیل رفتن آن مرد هم می‌گوید که از اینجا خوشش نیامد. اما مهاجرانی که حالا کمی راحت‌تر روند مصاحبه را دنبال می‌کند می‌گوید روزانه با 13 نفر در ارتباط است. او می‌گوید که با مردها خشن برخورد نمی‌کند. وقتی از او می‌پرسم تا حالا شده با مردی دعوا کنید، می‌خندد. از دوستش می‌پرسد که تو یادت می‌آید؟ بعد خودش جواب خودش را می‌دهد. ناراحت شدم. سعی کردم خیلی خفیف ناراحتی‌ام را نشان دهم. اما جنگ و دعوا نکردم.

صعود به ارتفاع، سقوط ترس
از مهاجرانی درباره مهم‌ترین کاری که تاکنون در تونل انجام داده می‌پرسم. به طعنه می‌گوید که تنها کار مفیدی که تا حالا انجام دادم بالا رفتن از لیفتراک و علامت زدن سقف برای نصب جت فن بوده است. او ادامه می‌دهد که چند دقیقه بعد از آنکه از لیفتراک بالا رفت با یکی از همکاران مردش بحث کرد چرا که او مانع این کار شد و مدام از او می‌خواست که پایین بیاید. او می‌گوید اصلا دوست نداشت پایین بیاید. چون این علامت گذاری برای جت فن شماره 28 بود و او دوست داشت این جت فن که سن او هم بود را علامت‌گذاری کند. او ادامه داد که تنها موفق شد یک علامت از پنج علامت جت فن را بزند و چهار علامت دیگر را آقا بهروز از همکارانشان زد.
در همین گیر و دار، مهاجرانی هم خاطره بالارفتنش از لیفتراک را می‌گوید. او تعریف می‌کند که به‌رغم ترسی که از بلندی دارد یکبار تا سقف تونل بالا رفت و دستش را به سقف تونل زد و سریع پایین آمد. او می‌گوید، وقتی که بالای لیفتراک بودم خیلی می‌ترسیدم چون کامیون‌ها مدام از زیر لیفتراک حرکت می‌کردند همه چیز ترسناک بود. با این حال هر دوی آنها می‌گویند اگر قرار باشد یکبار دیگر هم با لیفتراک تا سقف تونل بالا برویم موافقیم.

درباره برخورد مردانی که در تونل کار می‌کنند با آنها سوالی پرسیدم. ساربان گفت اولین باری که وارد تونل شدیم جلویمان را گرفتند و می‌گفتند که اینجا جای خانم‌ها نیست. خلاصه با نامه‌نگاری توانستیم وارد شویم. وقتی وارد تونل شدیم تمام مردانی که ما را دیدند تعجب کردند. همه مثل مجسمه شده بودند. او ادامه می‌دهد به نظر من از آنجایی که تونل محیطی خشن و کاملا مردانه است هیچ کس عادت به ورود یک زن به تونل نخواهد کرد.

می‌گوید آنها می‌گویند اینجا کاری نیست که خانم‌ها توانایی انجامش را داشته باشند. ساربان از مشکلاتش برای کار کردن در تونل می‌گوید. برای رفتن به تونل باید مثل کفش، لباس و کلاه مخصوص بپوشیم اما از آنجایی که کفشی اندازه پای ما نیست و لباس‌ها هم برایمان گشاد است کار سخت شده. مهاجرانی هم که دل خوشی از کفش‌های ایمنی ندارد گفت سایز کفش‌ها آنقدر بزرگ است که چهار عدد کفی گذاشته‌‌ام اما باز هم لق می‌زند. اما با این حال ساربان می‌گوید که از کارهای مردانه خوشم می‌آید و از این موضوع ناراحت نیستم. می‌گوید از اینکه در تونل کار می‌کنم لذت می‌برم. او ادامه می‌دهد اصلا خشن نیستم اما دوست هم ندارم کسی بگوید چون این آدم خانم است نمی‌تواند کار کند. نباید هیچ کسی هیچ فرقی بین زن و مرد بگذارد. مهاجرانی هم در پاسخ به این سوال که آیا شما خشن هستید می‌گوید اصلا این‌طور نیست اما عاشق هیجان این کارها هستم.

لبخند به كار بي‌آينه
سعی می‌کنم گفت‌و‌گو را از فضاي كار به حوزه خانواده پيوند بزنم به همين خاطر ازآنها می‌پرسم به نظر شما همسر آینده‌تان اگر بداند که شما مهندسی هستید که به جهت حضور در شرکتی که در آن کار می‌کنید باید مدام در تونل باشید با شما کنار می‌آید؟ ساربان در پاسخ به این سوال می‌گوید که به نظر من زندگی با کار تفاوت زیادی دارد. زمان زندگی برای زندگی است و زمان کار برای کار. او ادامه می‌دهد من از مردهایی که بخواهند تعیین تکلیف کنند و استقلال آدم را بگیرند متنفرم و سعی می‌کنم هیچ وقت در مقابلشان کم نیاورم و تازه ممکن است در مقابل این افراد بدتر لج کنم.

او می‌گوید قرار نیست که شبانه روزی کار کنم و توی تونل باشم. می‌خندد و ادامه می‌دهد قرار نیست که در تونل دفن شوم. تا این را می‌گوید نگاهی به کاغذ من می‌کند تا ببیند همین حرف را نوشته‌ام یا نه. وقتی می‌بیند که عین جمله‌اش نوشته شده دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارد. مهاجرانی هم در این باره می‌گوید کسی که علاقه‌مند باشد مطمئنا با کارم هم کنار می‌آید. از آنها می‌پرسم اگر به جبر کارتان مجبور شوید به محلی دور افتاده بروید که هیچ‌گونه امکاناتی حتی حمام نداشته باشد و ممکن است حوادث زیادی هم برایتان اتفاق بیفتد باز هم می‌روید؟ ساربان می‌گوید در این شرایط خودمان امکانات ایجاد می‌کنیم. حالا اگر مجبور شویم که هفته‌ای یکبار حمام برویم هم اشکالی ندارد. آینه هم نباشد مهم نیست. آب اما باید باشد. با این حال او معتقد است که در این فضا بیشتر از یکی، دو هفته دوام نمی‌آورد. او می‌گوید که اگر آنجا سگ باشد اصلا نمی‌رود. مهاجرانی هم تقریبا با او هم عقیده است. او می‌گوید از آنجایی که کار کردن در این فضا تجربه متفاوتی است حتما این کار را انجام می‌دهد.

مردانه در كار
حالا دیگر از وقت رفتن آنها گذشته است. در مدتی که با آنها گفت و گو می‌کردم چند باری همکارانشان وارد اتاق شدند تا ببینند اوضاع و احوال مصاحبه چطور است. از آنها درباره مصاحبه پرسیدند. آنها هم جوابشان را دادند. مثل یک مرد. یک مرد واقعی. برای آنکه این حرفشان را ثابت کنند که باید مهندسان مرد حضور داشته باشند تا ما خودمان را ثابت کنیم. آنها زن هستند اما مانند مردها در تونل کار می‌کنند. آنها همان مردانی هستند که مرد نیستند.

تهيه كننده: سیدمحمدحسین هاشمی-ت هران امروز

تراژدي درد زنان و کودکان کار

گزارشي از پشت صحنه صنعت خودروسازي کشور؛
اينجا زندگي بوی مردن می‌دهد
ما قربانيان مافياي توليد خودرو در کشوريم/ مديران کلان توليد خودرو قطعات را با همان نرخ سال 1380 خريداري مي‌کنند/ كارتن‌هاي قطعات را دخترك 17 ساله‌اي كه از او به جاي ماشين حمل استفاده مي‌شود حمل مي‌كند.

ايلنا: صداي کوبش سخت صفحات ثابت و متحرک فلزي بر قطعات فولادي در فضاي نه چندان بزرگ کارگاه مملو از ذرات معلق و ريزبراده و حرکت تند دستان کوچکي که ظرافتشان را از دست داده‌اند با دقت اما سريع قطو.عات شکل گرفته را از زير دستگاه مي‌ربايند تا مبادا در يک لحظه کوتاه غفلت دست يا انگشتي در هر کوبش له يا کوبيده شود، فيلم عصر جديد چارلي را در ذهن به تصوير مي‌کشد؛ نمايه کوچکي از نمايشي که در آن انسان‌ها جزئي از ماشين شده و هم آهنگ با صداي چرخ دنده ماشين بي‌آنکه از مغز فرمان بگيرند هر صداي کوبش فرمان جديد را بر ايشان صادر مي کند: » بکوب ، بکش. بکوب ، بکش». اما بازيگران اين صحنه‌ها چارلي و چند هنرپيشه آماتور يا حرفه‌اي نيستند که تراژدي يک درد را به تصوير مي‌کشند آنها انسان‌هايي ضعيف در صحنه واقعي زندگيند. کودکان کار و زنان سرپرست خانوار در پشت صحنه صنعت خودروسازي کشور که سناريوگردان آن صاحبان سرمايه‌اي هستند که نه در قرن آهن که در عصر ريز پردازنده‌ها و در قرن بيست و يکم، به شيوه قرون وسطي در يک برده‌داري نوين انسان‌هايي دردمند را به استثمار کشيده‌اند. اينجا کارگاهي است در 5 کيلومتري شهر اراک که در آن با دستان زنان و کودکان کار قطعات سبک و سنگين يکي از شرکت‌هاي خودروسازي کشور توليد، بسته‌بندي و حمل مي‌شود.
صادقي و احمدي مديران و سرمايه‌گذاران اين شرکت هر چند شتاب‌زده و با استرس زياد به دليل حضور ناخوانده ما در شرکت در رابطه با کار به قول خودشان انساني‌، به کارگيري زنان و دختران به جاي نيروي کار قوي‌تر در کاري کاملاً مردانه، بر توجيه کلامي به جاي تفسير قانوني و منطقي تاكيد دارند اما ناخواسته حقايقي را که از ديد ناظران قانون پنهان مانده نه به عنوان تخلف و دورزدن قانون که عکس‌العمل بر عملکرد جريان پيچيده خودروسازي کشور براي ما بيان مي کنند!! پاسخ آنها در چرايي به کارگيري نيروي زن به جاي مرد در صنعت توليد قطعات خودرو و استفاده از پسران نوجوان را نمي‌شود از سر ساده لوحي يا شايد زرنگ پنداريشان توصيف کرد از آن روي که با جسارت تمام مي گويند: مردها دائم با هم مشاجره دارند، مواد مصرف مي‌کنند، خمارند و حوادث ناشي از کارشان بسيار است وقتي در مقابل کارکرد ضعيفشان اعتراض مي‌کنيم دست به يقه شده يا به راحتي و خونسردي مي‌گذرند و … اما زنها چون مي‌ترسند کارشان را از دست دهند، اهل درگير شدن نيستند. دقت کارشان بالاتر است، ظريف کار مي‌کنند و … قانع هستند!! وقتي از اين مديران ليست حقوقي و قرارداد كاري كارگران را مطالبه مي‌کنيم باز هم با همان جسارت مي‌گويند:» قبل از اين که آنها (منظور شان کارگران است) بگويند خودمان مي گوئيم. قراردادها سفيد امضاست، حقوق‌ها زير قانون كار و دستي دريافت مي‌شود و ليست پرداخت و دريافتي نداريم «.
در ليست بيمه آنها که به تأمين اجتماعي ارسال مي‌شود وقتي نگاه مي‌کنيم شايد براي پيشگيري از جريمه حقوق‌ها همه مطابق قانون کار آمده اما شنيده‌هاي ما از دريافتي‌ها چيز ديگريست بين 40تا 150 هزار تومان که اين حقيقت تلخ را هم متعجبانه مديران تاييد مي‌کنند و در توجيه عدم پرداخت دستمزد مطابق قانون کار به زنان و کودکان کار مي گويند: » اگر شما مي‌توانيد بهتر اداره کنيد شرکت را تمام و کمال تحويل بگيريد. خود ما قربانيان مافياي توليد خودرو در کشوريم. صنعتگران و مديران کلان توليد خودرو قطعات را با همان نرخ سال 1380 از ما خريداري مي‌کنند در حالي که همراه با تورم و افزايش نرخ مواد اوليه، نرخ کارگر نيز افزايش مي‌يابد و…»
» بوي مطبوع غذاي مديران و کارگران محروم از سهيمه غذايي «
چون ساعت حضورمان در شرکت هم زمان با وقت نهار است، بوي دلچسب غذا در محوطه کوچک مشام را نوازش مي‌دهد اما دلتنگي‌هامان وقتي افزون‌تر مي‌شود که از زبان مديران شرکت مي‌شنويم » کارگران سهميه غذا ندارند و هر کدام چيزي براي خودشان مي‌آورند. بوي مطبوع هم مربوط به آشپزخانه مديريت است چرا که در سالن غذاخوري کارگران، آشپزخانه کوچک 2 در 3، همه چيز مرتب است و حتي اثري از خرده نان يا دانه‌اي برنج روي زمين و در اطراف تنها ميز 4 نفره به چشم نمي‌خورد. در آشپزخانه(سالن غذا خوري) به راهرويي باريک که ظرفشويي و دستشويي و توالت مشترکاً در آن پيش‌بيني شده باز مي‌شود زني جوان ليوان‌ها را در داخل آبريز باريکي که در زير 4 شير آب (سرد) تعبيه شده با دستاني که سرخ شده شستشو مي‌دهد.
» تصوير ترس در نگاههاي ساده و معصوم «
در سالني كمتر از100 مترمربع دستگاه‌ها در کنار هم با سرعت تمام کار مي‌کنند و دختران نوجوان و زنان جوان بدون هيچگونه لباس کار ايمني، عينک و دستکش و گوشي در فضايي پر از صداي زبر و خشن قطعات را به زير دستگاه قرار مي‌دهند با ضربه محکم پا اهرم بالابرنده را به سوي بالا هدايت و پس از کوبش سخت صفحات بر قطعه سپر خودرو را از زير گيره بيرون مي‌کشند. سمباده مي‌زنند، صاف مي‌کنند و پس از شمارش در دسته‌هاي 50تايي و چيده شدن روي سطح مقابل دختري جوان که اندامش از بقيه درشت‌تر است دسته50تايي را در آغوش به سختي فشرده و به سوي ماشين حمل که پسرکي نوجوان، آن را مي‌راند خميده و لنگان قدم برمي‌دارد در سالن کوچک مجاور نيز قطعات ديگر که کوچکترند در بسته‌هاي يكهزار و 500 تا 4 هزارتايي شمارش و با نظم بسيار در کارتن چيده مي‌شوند و کارتن‌ها را دخترک 17 ساله که از او به جاي ماشين حمل استفاده مي‌شود در فرغون چيده و در گوشه اتاق روي هم قرار مي‌دهد تا توسط ماشين ديگر که پسر نوجوان ديگري رانندگيش را بر عهده دارد به سوي خودروهاي حمل بار منتقل شود. اگر چه طاهره که سابقه‌اش از همه بيشتر است(7 سال) در مقابل نگاه تيز کارفرما، پسر يکي از مديران، کمد پر از لوازم و ابزار و لباس ايمني را نشانمان مي‌دهد و علت عدم استفاده کارگران از اين وسايل را بي‌توجهي آنان به امکانات موجود عنوان مي‌کند اما در يک لحظه کوتاه غيبت کارفرما، با هراسي نمايان در نگاهش مي گويد: » حادثه کار کم داريم چون بچه‌ها دقت مي‌کنند اتفاقي برايشان نيفتد اما کار سخت و سنگين است. حمل بسته‌هاي سنگين، براده‌هاي فلزات معلق در هوا، خستگي بدون استراحت، بوي تند نامطبوع حاصل از تراش و سمباده قطعات با حقو 40 تا 150 هزار تومان درد همه بچه هاست. ناچاريم، از بدبختي روزگار اين جا کار کنيم اکثر اينها تنها نان آور خانه‌اند همسران مردان زنداني، بيکار، معتاد و دختران پدران پير درمانده از کار افتاده و يا لاابالي و بعد قسممان مي‌دهد: » خانم تو را به خدا به اينها نگوئيد بيرونمان مي‌کنند !؟»" اين التماس دعاي همه آن دردمندان است «
اداره كار : در بحث قراردادها خلاء قانوني هست
موحدي مسئول بازرس‌هاي كار سازمان كار و امور اجتماعي استان خلاء قانوني در بحث قراردادها را در كشور از مهم‌ترين دلايل وجود نيروهاي كار به اين شكل مي‌داند و مي‌گويد: چون بين عرضه و تقاضا در كشور در مبحث نيروي كار هماهنگي وجود ندارد متاسفانه اين‌گونه اتفاق‌ها گريزناپذير است. موحدي در رابطه با بحث اين شركت و استفاده از نيروي كار ارزان و سوء استفاده از كارگران زن اظهار مي‌دارد: بازديدي از اين شركت شده و گزارشاتي نيز موجود است.
وي با اشاره به عدم تناسب بين تعداد بازرسين كار و شركت‌هاي صنفي در استان مي‌گويد: با وجود 20 بازرس كار و 30 هزار واحد كاري و 180 هزار نفر كارگر چنانچه گزارشاتي مانند اين موضوع برسد حتماً موضوع را پيگيري مي‌كنيم اما واقعاً رسيدگي با اين تعداد كم بازرس بسيار كار مشكلي است.
در حالي که در اين شرکت توليد قطعه خودرو در اراك، که شايد نمونه‌اي از ده‌ها مدل كار در کشور باشد زنان و کودکان کار درپشت صحنه صنعت خودروسازي کشور با شيوه‌اي غير انساني استثمار مي‌شوند و با حداقل دريافتي افزايش توليد را رقم مي‌زنند اما وزير صنايع و معادن دولت نهم و دهم در مراسم رونمايي از خودروهاي ساخت جديد يکي از دو شرکت توليد خودرو در کشور در روز شنبه 8 مهرماه از افزايش بهره‌وري کاهش قيمت توليد و رشد 20 درصدي هزينه‌هاي نيروي انساني در صنعت خودروسازي کشور سخن به ميان مي‌آورد. به گفته محرابيان ثبات در قيمت خودروهاي داخلي موجب شده تا خودروسازان با افزايش بهره‌وري و توجه به نيروي انساني و کاهش قيمت مواد اوليه شرايط کاهش قيمت را در خودروهاي داخلي فراهم كنند. وزير صنايع و معادن در اين مراسم تصريح مي‌کند: » تحمل خودروسازان صنعت کشور را نجات داد ! وزير دولت عدالت محور که همواره در مراسم رونمايي با بريدن روبان از محصول نهايي بازديد مي‌کند غافل از آن است که در اين نجات بزرگ صنعت خودروسازي کشور انسانيت زير پا گذاشته شده و له مي‌شود و در پشت درهاي بسته انسان‌هاي ضعيف و دردمند در زير تازيانه درد کمرهايشان خميده و اندام‌هايشان در عنفوان جواني پير و فرسوده مي‌شود تا خودروسازان کشور با سودهاي کلان اقتصاد بيمار کشور را به ظاهر نجات دهند و خودرويي که قيمت تمام شده‌اش با احتساب پرداختي‌ها به نيروي کارانساني بسيار پائين‌تر از قيمت عرضه است با نرخ ده‌ها ميليون تومان به دست مصرف کننده برسد تا دولتي‌ها برخود ببالند که صنعت خوروسازي کشور همچنان روي پاست.
به لحاظ مصالح كارگران شركت و تعهد اخلاقي به حرفه خبرنگاري نام شركت و كارگران در اين گزارش نيامده اما اين موضوع دردناك به اطلاع كليه مسئولين ارشد استان، استاندار،‌ معاونان و … رسانده شده و به دلايل ساده اين ظلم آشكار ديده نمي‌شود.

فایل صوتی سخنرانی پروین محمدی در مراسم روز جهانی کودک در تهران

مشكلات زنان كارگر زير‌نگاه مردان كارفرما

مشکل یکی دو تا نیست، خانواده، بچه‌ها، حقوق کم، خرج زیاد، نداشتن اضافه‌کاری، برخورد بد مردها در محیط کار، اگر بخواهیم بشماریم مشکلات زیاد هست، مهد کودک، خنک‌کننده و گرم‌کننده هوا نداریم به همین خاطر زمستون‌ها یخ می‌زنيم.

ايلنا: در سال‌های اخیر بحث در مورد مشکلات زنان بسیار بوده است، گروه‌های حمایت از حقوق زنان و مخالف با تبعیض جنسیتی با عنوان‌های مختلف، دولتی و غیردولتی، برای شناسایی و بررسی این مشکلات تاسیس می‌شد و گاهی بعد از مدتی منحل می‌گردید، یکی از مسائل مورد بحث در این محافل مساله کارگران زن بود، انسان‌های زحمت‌کشی که برخلاف تعریف شرعی و عرفی که در جامعه ما از آنها شده، شاغل شده‌اند، قشری که اکثر آنها به اجبار شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه و خانواده کار می‌کنند و به خاطر همین نیاز که جامعه به وجود می‌آورد، حقوقشان به نسبت کاری که انجام می‌دهند بسیار کم است.
به گزارش ایلنا علت‌های مختلف، از جمله انقلاب و جنگ که باعث شهید شدن بسیاری از هموطنانمان شد باعث افزایش حضور زنان در محیط‌های کاری و زنان سرپرست خانوار در سال‌های اخیر شد که به موازات آن مشکلات زنان در محیط کار پدید آمد در نتیجه پس از گذشت بیش از یک دهه از انقلاب در دویست و هفتاد و سومین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی، در 13 اسفندماه سال 1370 طرح «بررسی مسائل و مشکلات زنان کارگر» تصویب شد که هدف آن را «یک- شناسایی و دستیابی به مسائل و مشکلات فرهنگی- اجتماعی زنان کارگر در ارتباط با محیط کار و اجتماع، دو- شناسایی و دستیابی به مسائل و مشکلات حقوقی- صنفی- رفاهی و بهداشت جسمانی و روانی زنان کارگر در ارتباط با محیط کار. سه- شناسایی و دستیابی به مسائل و مشکلات زنان کارگر در ارتباط با خانواده و تربیت فرزندان.» خواندند.
اما امروز که نزدیک به دو دهه از تصویب این طرح می‌گذرد، جز در گزینه دوم تغییر در زندگی زنان کارگر دیده نمی‌شود.
مشکلات اجتماعی زنان کارگر آنقدر عیان است که کارفرما اجازه ورود به محیط کار زنان کارخانه‌اش را نمی‌دهد تا آنجا که برای صحبت کردن با چند کارگر زن، با گذشت از چندین صافی به پشت در کارخانه رسیدم، در شرقی‌ترین نقطه تهران پس از بارها رفت و آمد و سفارش چندین نفر آن هم نه به اسم خبرنگار که حساسیت برانگیز باشد، به اسم دانشجو، نتوانستم اجازه ورود به کارخانه را بگیریم، دست آخر مجبور شدم ساعتی را پشت در کارخانه منتظر باشم تا کارگران تعطیل شوند، اما قبل از آنکه کارگران از در کارخانه بیرون بیایند، سرویس می‌آید و همه سوار می‌شوند، زن و مرد.
ناامید از اینکه امروز هم از دست رفت سه خانم از در کارخانه بیرون می‌آیند، به سمتشان می‌روم، می‌پرسم آیا آنجا کار می‌کنند و شغلشان چیست؟ می‌گویند: نزدیک به 20 سال است در آنجا کار مونتاژ می‌کنند، با آنها همراه می‌شوم خیلی دلشان پر است. به خصوص از آقایان، می‌گویند: حریم ما را حفظ نمی‌کنند و هر طور که دوست دارند با ما صحبت می‌کنند. ما پابه‌پای مردان کار می‌کنیم، قطعات سنگین جابه‌جا می کنیم اما مردها نمی‌گذارند ما ارتقا پیدا کنیم وقتی هم شکایت می‌کنیم، می‌گویند خب قراردادی شوید، وقتی که ما تا یکی- دو سال دیگر بازنشسته می‌شویم، چرا باید قراردادی شویم، ضمن اینکه می‌دانیم قرارداد قدم اول اخراج است، می‌گویند: مهر پارسال همه قراردادی‌ها اخراج شدند، اگر ما که چند سال تا بازنشستگی نداریم اخراج شویم، کجا باید دنبال کار بگردیم تازه کاری جز این کار بلد نیستیم. یکی از آنها می‌گوید: «مشکل یکی دو تا نیست، خانواده و بچه‌ها، کمی حقوق، خرج زیاد، نداشتن اضافه‌کاری، برخورد بد آقایان در محیط کار و اجتماع اگر بخوایم بشماریم مشکلات زیاد هست، مهد کودک نداریم، سردکننده و گرم‌کننده هوا نداریم واسه همین زمستون‌ها یخ می‌زنیم، تابستون‌ها از گرما خفه می‌شیم، پارسال هم من واسه رختکن بخاری برقی آوردم، گفتن برق مصرف می‌کنه ببرش، بازم بگم؟!» گفتم: نه!
سهیلا جلودارزاده رئیس اتحادیه زنان کارگر در مورد مسائل اجتماعی این قشر از زنان به ایلنا می‌گوید: اگر با نگاهی وسیع بنگریم با توجه به اینکه در فرهنگ اسلامی مادامی که زن در خانواده تامین باشد انگیزه کار خارج از خانه را ندارد. به این نتیجه می‌رسیم که علت اکثر زنانی که در سطوح کارگری کار می‌کنند، تامین نیاز مالی است.
نماینده مجلس ششم و هفتم می‌گوید: خانواده‌هایی که این قشر از آنها برخواسته‌اند، خانواده‌های بی‌سرپرست یا بدسرپرست و نیازمندی هستند که عدم حضور زن در آن خود باعث ناهنجاری‌های مضاعفی در مدیریت خانواده می‌شود و همچنین به علت سنگینی مسوولیتی که بر دوش این زنان است اکثر آنها دچار بیماری و پیری زودرس می‌شوند.
عضو هیات‌رئیسه مجلس ششم تاکید کرد: مشکلات اجتماعی زنان کارگر به فرهنگی که در محیط کار و اجتماع وجود دارد و بازخوردهای آن مربوط می‌شود.
سهیلا جلودارزاده در مورد بازخوردهای محیط کار گفت: اینگونه بحث‌ها به خصوص برای زنان جوان مشکلات زیادی دارد و البته شرایط فرهنگی سال‌های اخیر نیز آنها را بیشتر کرده طوری که،‌ زنان مجبورند به بسیای از ترس‌ها و تهدیدها پاسخ دهند اما پیشرفت شغلی نداشته باشند، مثل کارگران زن کارخانه‌ای که پس از انقلاب از محیط کار خارجشان کردند و در یک کارگاه کوچک مشغولشان کردند.
رئیس اتحادیه زنان کارگر می‌گوید: ما فکر می‌کنیم هر کس باید مورد احترام قرار بگیرد، در نتیجه، محیط کار باید به گونه‌ای باشد که زن با حفظ اعتقاداتش بتواند آنجا کار کند و هیچ‌گونه تبعیضی در آن محیط وجود نداشته باشد.
در همه‌جا مساله تبعیض جنسیتی مطرح است، در کشور ما که محدودیت‌های عرفی نیز این مساله را دوچندان می‌کند اما تساوی جنسیتی و اصل عدم تبعیض از اصول بنیادی سازمان بین‌المللی کار به طور یکسان شامل مردان و زنان می‌شود، در شمال تهران یک شرکت خصوصی با حبس کردن کارمندان خانم خود در یک اتاق 20 متری توانسته مشکلاتی را که در اثر زن بودن برای آنها پیش می‌آید برطرف کند، این زن‌ها با هیچ مردی مشکل ندارند و می‌گویند، هیچ مردی هم در محیط کار برای آنها مشکل ایجاد نمی‌کند، زیرا اصلا مردی را نمی‌بینند.
زنان این شرکت که بسیار هم خوش‌پوش هستند و محیط کارشان برخلاف کارخانه‌ها و کارگاه‌های شرق تهران تمیز و مرتب است جز در مورد مسائل جنسیتی، در باقی مشکلاتشان با دیگر زنان کارگر تفاهم کامل دارند. ده زن از دختر 18 ساله تا مادری که پسرش 18 سالش است در این اتاق 20 متری کار می‌کنند. روز اول به آنها گفته‌اند بعد از سه ماه، قرارداد و بیمه دارید اما برخی از آنها نزدیک یک سال است بدون قرارداد و بیمه کار می‌کنند با ماهی 200 هزار تومان!
بعضی از آنها خاطرات غم‌انگیزی دارند، زینب می‌گوید: قبل از این، جایی کار می‌کردم که هر کس مرخصی زایمان می‌رفت، بعد از زایمان با هزار امید به سر کار باز می‌گشت اما دیگر از کار خبری نبود. لیلا قبلا در مشهد کتابدار بوده است او می‌گوید: آنجا خیلی علنی ازدواج قدغن بود، یعنی تو را اگر مجرد بودی استخدام می‌کردند و اگر استخدام می‌شدی و ازدواج می‌کردی کارت را از دست می‌دادی، من آنجا همکار 40 ساله داشتم که چون به حقوق آنجا نیاز داشت ازدواج نمی‌کرد.
در این شرکت برای آنها اضافه‌کاری حساب نمی‌کنند و در اساس‌نامه آن چیزی به عنوان مرخصی وجود ندارد، اگر یک روز هم مرخصی بخواهند از حقوقشان کسر می‌شود یکی برگه مرخصی‌اش را نشانم می‌دهد. گزینه بدون حقوق تیک خورده است.
مشكلاتي كه زن بودن براي اين كارگران ايجاد مي‌كند، نه تنها هيچ‌وقت در خطابه خاطبان نمي‌شنويم بلكه در هيچ طرح و لايحه‌اي نيز به آن اشاره نمي‌شود. در مصوبه‌هاي دولت نه تنها به اين‌گونه مسائل توجه نمي‌شود بلكه براي به تصويب رسيدن طرح‌ها و لايحه‌هايي كه كارگران زن با آن مخالفند تلاش مي‌شود، از جمله «لايحه كاهش ساعت كار زنان» كه كارگران شرق تهران در مورد آن مي‌گفتند: اين كار باعث مي‌شود كارفرما به استخدام مردان رغبت بيشتري نشان دهد تا زنان، وقتي مردان مي‌توانند برايش روزي هشت ساعت كار كنند، چرا كارفرما بايد يك زن را با حقوق برابر مردان با روزي شش ساعت كار استخدام كند و قطعا اگر هم اين كار را انجام دهد، هرگز حاضر نمي‌شود آن حقوق را بپردازد و كارگران آن شركت در شمال‌شهر معتقد هستند كه فرقي به حال شركت‌هاي خصوصي نمي‌كند، مي‌گويند: الان كه ساعت كاري هشت ساعت است ما دوازده ساعت كار مي‌كنيم، اگر ساعت كاري شش ساعت بشود هم ما دوازده ساعت كار خواهيم كرد، فقط اگر سخت‌گيري بر اعمال قانون زياد شود، اخراجمان مي‌كنند.
با گذشت هجده سال از تصويب «طرح بررسي مسائل و مشكلات زنان كارگر» تنها چيز كه پس از اجرايي شدن، اين طرح به آن رسيده است چيزي است كه هيچ زن كارگري از آن شكايت ندارد كم كردن هشت ساعت كار در روز و زياد كردن مرخصي زايمان، چيزي كه نه تنها دردي از زن‌ها دوا نمي‌كند بلكه مانعي دوباره براي استخدام زنان مي‌شود.
گزارش: تارا بنياد

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.